خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

باشین دیگه!

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ

لذت پیچوندن مامان و بابا از شنیدن 'پیتزا گرفتم دارم میام خونه 'هم بیشتره 

موافقین؟

نگین نپپیچوندین و حال نکردین که باور نمیکنم

:)


۹۶/۰۹/۱۹
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۴۶)

نه! :))))

جوابِ مریم:)
نه؟؟؟
واقعا؟؟؟
پس چرا من اینطوریم؟؟؟

با بد گزینه ای مقایسه کردی :/ :))
جوابِ مریم:)
:)))
واقعا که مامان و باباتو به 6تا لوزی میفروشیییی؟؟؟؟
پیچوندنشون یا خودشون :دی پیچوندشون رو با لوزی ها مقایسه کردی خب 😅
جوابِ مریم:)
:))
نه دیگه مامان باباتو فروختی
نمیدونم والا:/
سوال بعدی:)))
جوابِ مریم:)
سوالی ندارم
فقط مطمعنی نمیدونی؟
:دی
:))))))))))))
جوابِ مریم:)
:))
ممنون که موافق بودی
خب مث اینکه دیگه کار از کار گذشته 😅
جوابِ مریم:)
یه تماس با مامانت داشته باشم
:دی
روم به دیوار!منم نپیچوندم تا الان!
جوابِ مریم:)
:|
ینی باور کنم!
حالا نمیشه یکم بعد بپرسید :|
یا من یکم بعد کامنت بذارم :|
جوابِ مریم:)
:|
فرض کن من گفتم نه،میخوای چیکارکنی؟!
نه :))
جوابِ مریم:)
ینی باور کنم ای نه همون نه صادقست؟
از خودت بپرس:)) خدا هدایتت کنه:D
[ ای ام بچه مثبت] :))
جوابِ مریم:)
:))
بلند بگو امین

۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۲ نیــ روانا
بابا مامان من خوشبختانه یا متاسفانه خیلی نیاز به پیچوندن نداشتن و کلا زیاد مهم نبود من کی میرم و کی میام
الان که فکرشو میکنم چقدرررر من بچه مثبت اسکلی  بودم
همه آزادی مطلقم تو کتابخونه و کلاس زبان می گذشت

جوابِ مریم:)
واژه اسکل دوس داشتم!
:))
تو دیگه از دخترخاله منم بدتری

۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۳۹ جنابــــــــ دچار
کار خصوصی دارم :)
جوابِ مریم:)
:|
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۹:۴۴ جنابــــــــ دچار
پست خطابش با دخترا بود فک کنم ! :)
جوابِ مریم:)
میفهمم
پسرا دیگه اینقد پیچوندن که لذتش از بین رفته
:دی

هیچی میخوام سرمو بکوبم به دیوار :|

جوابِ مریم:)
تنهات میذارم
این تو و این دیوار
راحت باش
:|
کاش همه اینقد بهم لطف داشتن :|
جوابِ مریم:)
دیگه این منم
:|
مثلا یه نمونه مثال بزن :))
جوابِ مریم:)
مثلا میگی داری میری ثبت نام ارشد با دوستات
ولی سر از کافه در میارین
:|
خخخخ :)))
جوابِ مریم:)
:))
همانا بترسید از عذاب الهی
نمیدونم لذت کدوم بیشتره...
جوابِ مریم:)
الان دوتا مسئله وجود داره
لذت هیچکدومو نچشیدی و. نمیدونی
لذت هردوتارو چشیدی ولی نمیتونی تصمیم بگیری
من که اصن یه سال کل سه شنبه ها که زنگ آخر کلاس نداشتم 
پیچوندمشون خخخ میرفتم فوتبال با دوستان :)
هنوزم که هنوزه نفهمیدن :)

لذتش قابل وصف نیست 
جوابِ مریم:)
:))
خدا همه گمراهارو هدایت کنه

عصن همین نگفتنشه که خوبه
چون چند وقتیه جمله ی پیتزا خریدم دارم میام خونه... رو نشنیدم و دلم لک زده براش...
نظری ندارم:))
جوابِ مریم:)
ایشاالله به زودی قسمتت
:دی
میبینم که تو هم ارشدی هستی

سلام ارشدی جان گل:))
ارشدی جان گل سلام
جوابِ مریم:)
سلام بر هم دردم
هم دردم سلام بر تو
:دی
گزینه ها یکسان نیست به نظرم .
من خودم پیتزاعه رو بیشتر می پسندم .
جوابِ مریم:)
خب به این فکرکن میتونی بپیچونی و بری پیتزا بخوری
اونجوری لذته دوچندانه
:)
هممممم
عاخه انقدر بهم آزادی دادن که به پیچوندن احتیاجی نداشتم واقعا
ولی باید باحال باشه :)
جوابِ مریم:)
میدونی مامان و بابای من با زنجیر منو بستن و تویه اتاقک اهنی وسط یه میدون مین نگه داشتن
واسه همین میپیچونم
در ضمن من باید با مامان و بابای تو یه صحبتی داشته باشم و به عنوان یه کارشناس کودک در مورد نتایج تخریب کننده سهل گیری و ازادی بیش از حد اگاهشون کنم
:دی
۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۲ ــ حسان ــ
نه اصلا
جوابِ مریم:)
چیزی غیر این میگفتی تعجب میکردم
سلام 
یعنی هیچوقت بیاد ندارم پدر و مادرم رو پیچونده باشم به هر علت از همون بچگی تا الان :))
ولی تا دلت بخواد تو این چند سال ، خواهرام (بخصوص دومیش )  رو پیچوندم :|:))
از اینجا رد نشه صلوات :|:))

جوابِ مریم:)
مث دختر خاله منی
:))
درکتون نمیکنم
خوبی پیچوندن خواهر اینه که بعدش عذاب وجدان نمیگیری
:دی
نه اتفاقا اگر خواهر اولیم باشه بشدتتتت عذاب وجدان میگیرم :|:)
ولی خواهر دومی گاهی وقت ها مجبور شدم بپیچونمش بخصوص وقتی سعی داره بره بازار میپچونمش :دی :))
بقیه هم یک در میون من عذاب وجدان میگیرم :|:)
خدایا بحق ۵ تن از اینجا رد نشن 🙏🙏 :))

+
منم همانا شما نسل جدید را درک نمیکنم :دی :))

جوابِ مریم:)
:)))
نه حواسم هست
رد هم شد استتارت میکنم
.
ینی تو نسل قدیمی؟

منظورم دهه ۷۰ ایی ها بود اگر هستی :دی :)))


مرسی مرسی :**

جوابِ مریم:)
متاسفانه از نسل دهه70ها هستم
:دی
خوشوقتم / خوشبختم ؟^__^:))))
کدومش شما معمولا میگین ؟:))))
این سوالی هست که همیشه دختر داییم ازم پرسیده و من موندم دیگر مردمان این سرزمین کدومش رو میگن‌؟:دی 🙈🙊
جوابِ مریم:)
:))
ما معمولا خوشبختم میگیم
اخه این چه سوالیه که دختر داییت ازت میپرسه!
به چه چیزا فکرمیکنه
:دی
-___- 
خب بگو این رفتار خشنو باهات انجام ندن دیگه ضد حقوق بشره !!! 
خب خدایی وقتی حتی ازم نمی پرسن کجا می ری چرا می ری کی میای دیرم بیام زنگ نمی زنن سوال پیچ کنن برگردمم چیزی نمی پرسن خب من اگر راجع به رفت و آمدام چیزی نگم نمی شه پیچوندن که! مرض که ندارم وقتی گیر نمی دن دروغ بگم! 
تازه من خودم خعلی دختر خوبیم وقتی مسافرت می خوام برم در جریانشون می ذارم دیگه:/ 
بیا صحبت کن باهاشون به دلم مونده واقعا یکم گیر بدن بهم :)))
جوابِ مریم:)
:|
من دیگه حرفی ندارم
وی از روی صندلی بلند شده به پشت پنجره میرود و ب افق خیره میشود
:دی
۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۵:۵۱ نیــ روانا
سلام
خوبی مریم؟؟؟؟
جوابِ مریم:)
خوشم میاد حواست هست
:دی
ممنون که به یادم بودی
۲۱ آذر ۹۶ ، ۲۲:۱۰ علیـ ــر ضــا
کی گفته 😕😕 
مکارم شدی 🙂
جوابِ مریم:)
بودم
:|
۲۲ آذر ۹۶ ، ۰۰:۰۹ آقای سر به هوا(o_0)
من یه مدت بعد مسجد میرفتم پیتزا!!

جوابِ مریم:)
ینی هر شب؟؟؟
پیچوندم ولی لذت نداشت :/
جوابِ مریم:)
درست نپیچوندی
۲۲ آذر ۹۶ ، ۲۰:۲۴ نیــ روانا
مریممممممم 😞😞😞
جوابِ مریم:)
سلام عزیزم
رسما سکته زدیم
رسما مردیمو زنده شدیم
رسما اشک اومد تو چشام
ولی خب هنوز زندم
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۷:۴۷ مهدی صالح پور
هومم!
جوابِ مریم:)
:|
۲۴ آذر ۹۶ ، ۰۰:۳۴ حصار آسمان
جدی تا حالا کسی رو نپیچوندم
جوابِ مریم:)
:|
بنظرم باید بذارم برم
ای بابا چرا آدم رو سر دو راهی قرار میدید؟؟؟؟؟
مزاح بود ! 
کاملا مخالفم !
سلام میمصادو هستم وبلاگتون دنبال شد ! ممنون مشم وبلاگ من رو هم دنبال کنید باتشکر یاعلی

جوابِ مریم:)
:|
چقد مثبت

۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۹:۰۷ نیــ روانا
@
serek یزدان
چقدر درکت میکنم من؛ منم عقده ای شدم سر این قضیه


مریمممم بیا تو بغلممم
عزیزم حق داری خیلی شدتش زیاد بود
منم سر زلزله تبریز داد میزدم حتی
بعدشم تا مدتی تمرکز درست درمون نداشتم و همش توهم زلزله میزدم
اگر بتونید یکی دو روز هم شده ی سفر کوچولو برین خیلی عالیه
جوابِ مریم:)
من هر پنج دقیقه یک بار احساس میکنم زمین داره میلرزه
چهارشنبه از کرمان رفتم
اما همش توهم زلزله داشتم
مامانم میگفت تو ماروهم توهمی کردی
عصن اوضاعی بود و هست
۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۰ نیــ روانا
راستی من کرمان فامیل دارما
ولی
فامیل دووووووووووووور
خیلی دووووووووور
میشن پسرداییای بابام
ولی واقعا خیلی دووووور هستن
من به عمرم یکی دو تا از بچه هاشونو دیدم فقط
حتی نشونی و تلفنی ازشون نداشتم که ابراز نگرانی کنم :دی
جوابِ مریم:)
:|
همینقد دووووور؟؟یا بیشتر دووووووووووور؟؟
:))
ای بابا 
خب فامیلشونو بگو خداروچه دیدی شاید فامیل از کار در اومدیم
:دی
:))))
؛ )
جوابِ مریم:)
:))
این ارشدم اوضاعی شد
تو خونه ثبت نام کردم الان همش استرس دارم اشتباه ثبت نام کردم
آخرش حالا ثبت نام کردی یا رفتی فقط کافه گردی؟
جوابِ مریم:)
عععععع
مث من
از صب صدبار رفتم ثبت نام کنم امانتونستم
ینی همش استرس میگیرتم که گند بزنم
ایشاالله با سلام و صلوات بر پیکر پاک شهیدان انقلاب اسلامی میرم که عصر کافی نت ثبت نام کنم
:)
۲۵ آذر ۹۶ ، ۱۳:۴۳ نیــ روانا
محسنی
جوابِ مریم:)
متاسفم!
۲۶ آذر ۹۶ ، ۰۶:۱۹ آقای سر به هوا(o_0)
یه شب در میون!
جوابِ مریم:)
:|
خوشبحالت
اصلا واصلا...
کلاباپیچوندن حال نمیکنم‌.
جوابِ مریم:)
باز خوبه یه چندماهی بهتر شدی
:|
غیرقابل تحمل بودی
مریم من اسکلم؟!
:/
کلابادروغ گفتن حال نمیکنم.
استراتژی من اینه:کاری روکه نمیتونی برای خانوادت توضیح بدی،ببوس،بذارکنار!
پیچوندن؟!واقعافکرمیکنم تاحالانداشتم‌
درمورداینکه مامان وبابات دستتوبستن خیلی ناراحت شدم.فکرنمیکردم اینقدرخشن باشن.
شوهرخاله به این قشنگی آخه
جوابِ مریم:)
:/
اره تاززه بابام روزی 2فصل کتکم میزنه
دیدی که
عصن دستم واسه همین کبوده
:دی
خیلی ناراحت شدم اصلافکرشم نمیکردم.
به هرحال دوباره وضعیت همونه که بود.
فکرمی کنم جدیداخیلی عوض شدم 
جوابِ مریم:)
بخدا خیلی بهتر شده بودی

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">