خورشید شب

باشین دیگه!

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ

لذت پیچوندن مامان و بابا از شنیدن 'پیتزا گرفتم دارم میام خونه 'هم بیشتره 

موافقین؟

نگین نپپیچوندین و حال نکردین که باور نمیکنم

:)


  • موافقین ۱۲ مخالفین ۲
  • يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ
  • مریــــ ـــــم

نظرات  (۴۶)

نه! :))))

پاسخ:
نه؟؟؟
واقعا؟؟؟
پس چرا من اینطوریم؟؟؟

با بد گزینه ای مقایسه کردی :/ :))
پاسخ:
:)))
واقعا که مامان و باباتو به 6تا لوزی میفروشیییی؟؟؟؟
پیچوندنشون یا خودشون :دی پیچوندشون رو با لوزی ها مقایسه کردی خب 😅
پاسخ:
:))
نه دیگه مامان باباتو فروختی
نمیدونم والا:/
سوال بعدی:)))
پاسخ:
سوالی ندارم
فقط مطمعنی نمیدونی؟
:دی
:))))))))))))
پاسخ:
:))
ممنون که موافق بودی
خب مث اینکه دیگه کار از کار گذشته 😅
پاسخ:
یه تماس با مامانت داشته باشم
:دی
روم به دیوار!منم نپیچوندم تا الان!
پاسخ:
:|
ینی باور کنم!
حالا نمیشه یکم بعد بپرسید :|
یا من یکم بعد کامنت بذارم :|
پاسخ:
:|
فرض کن من گفتم نه،میخوای چیکارکنی؟!
نه :))
پاسخ:
ینی باور کنم ای نه همون نه صادقست؟
از خودت بپرس:)) خدا هدایتت کنه:D
[ ای ام بچه مثبت] :))
پاسخ:
:))
بلند بگو امین

  • نیــ روانا
  • بابا مامان من خوشبختانه یا متاسفانه خیلی نیاز به پیچوندن نداشتن و کلا زیاد مهم نبود من کی میرم و کی میام
    الان که فکرشو میکنم چقدرررر من بچه مثبت اسکلی  بودم
    همه آزادی مطلقم تو کتابخونه و کلاس زبان می گذشت

    پاسخ:
    واژه اسکل دوس داشتم!
    :))
    تو دیگه از دخترخاله منم بدتری

  • جنابــــــــ دچار
  • کار خصوصی دارم :)
    پاسخ:
    :|
  • جنابــــــــ دچار
  • پست خطابش با دخترا بود فک کنم ! :)
    پاسخ:
    میفهمم
    پسرا دیگه اینقد پیچوندن که لذتش از بین رفته
    :دی

    هیچی میخوام سرمو بکوبم به دیوار :|

    پاسخ:
    تنهات میذارم
    این تو و این دیوار
    راحت باش
    :|
    کاش همه اینقد بهم لطف داشتن :|
    پاسخ:
    دیگه این منم
    :|
    مثلا یه نمونه مثال بزن :))
    پاسخ:
    مثلا میگی داری میری ثبت نام ارشد با دوستات
    ولی سر از کافه در میارین
    :|
    خخخخ :)))
    پاسخ:
    :))
    همانا بترسید از عذاب الهی
    نمیدونم لذت کدوم بیشتره...
    پاسخ:
    الان دوتا مسئله وجود داره
    لذت هیچکدومو نچشیدی و. نمیدونی
    لذت هردوتارو چشیدی ولی نمیتونی تصمیم بگیری
    من که اصن یه سال کل سه شنبه ها که زنگ آخر کلاس نداشتم 
    پیچوندمشون خخخ میرفتم فوتبال با دوستان :)
    هنوزم که هنوزه نفهمیدن :)

    لذتش قابل وصف نیست 
    پاسخ:
    :))
    خدا همه گمراهارو هدایت کنه

    عصن همین نگفتنشه که خوبه
    چون چند وقتیه جمله ی پیتزا خریدم دارم میام خونه... رو نشنیدم و دلم لک زده براش...
    نظری ندارم:))
    پاسخ:
    ایشاالله به زودی قسمتت
    :دی
    میبینم که تو هم ارشدی هستی

    سلام ارشدی جان گل:))
    ارشدی جان گل سلام
    پاسخ:
    سلام بر هم دردم
    هم دردم سلام بر تو
    :دی
    گزینه ها یکسان نیست به نظرم .
    من خودم پیتزاعه رو بیشتر می پسندم .
    پاسخ:
    خب به این فکرکن میتونی بپیچونی و بری پیتزا بخوری
    اونجوری لذته دوچندانه
    :)
    هممممم
    عاخه انقدر بهم آزادی دادن که به پیچوندن احتیاجی نداشتم واقعا
    ولی باید باحال باشه :)
    پاسخ:
    میدونی مامان و بابای من با زنجیر منو بستن و تویه اتاقک اهنی وسط یه میدون مین نگه داشتن
    واسه همین میپیچونم
    در ضمن من باید با مامان و بابای تو یه صحبتی داشته باشم و به عنوان یه کارشناس کودک در مورد نتایج تخریب کننده سهل گیری و ازادی بیش از حد اگاهشون کنم
    :دی
  • ــ حسان ــ
  • نه اصلا
    پاسخ:
    چیزی غیر این میگفتی تعجب میکردم
    سلام 
    یعنی هیچوقت بیاد ندارم پدر و مادرم رو پیچونده باشم به هر علت از همون بچگی تا الان :))
    ولی تا دلت بخواد تو این چند سال ، خواهرام (بخصوص دومیش )  رو پیچوندم :|:))
    از اینجا رد نشه صلوات :|:))

    پاسخ:
    مث دختر خاله منی
    :))
    درکتون نمیکنم
    خوبی پیچوندن خواهر اینه که بعدش عذاب وجدان نمیگیری
    :دی
    نه اتفاقا اگر خواهر اولیم باشه بشدتتتت عذاب وجدان میگیرم :|:)
    ولی خواهر دومی گاهی وقت ها مجبور شدم بپیچونمش بخصوص وقتی سعی داره بره بازار میپچونمش :دی :))
    بقیه هم یک در میون من عذاب وجدان میگیرم :|:)
    خدایا بحق ۵ تن از اینجا رد نشن 🙏🙏 :))

    +
    منم همانا شما نسل جدید را درک نمیکنم :دی :))

    پاسخ:
    :)))
    نه حواسم هست
    رد هم شد استتارت میکنم
    .
    ینی تو نسل قدیمی؟

    منظورم دهه ۷۰ ایی ها بود اگر هستی :دی :)))


    مرسی مرسی :**

    پاسخ:
    متاسفانه از نسل دهه70ها هستم
    :دی
    خوشوقتم / خوشبختم ؟^__^:))))
    کدومش شما معمولا میگین ؟:))))
    این سوالی هست که همیشه دختر داییم ازم پرسیده و من موندم دیگر مردمان این سرزمین کدومش رو میگن‌؟:دی 🙈🙊
    پاسخ:
    :))
    ما معمولا خوشبختم میگیم
    اخه این چه سوالیه که دختر داییت ازت میپرسه!
    به چه چیزا فکرمیکنه
    :دی
    -___- 
    خب بگو این رفتار خشنو باهات انجام ندن دیگه ضد حقوق بشره !!! 
    خب خدایی وقتی حتی ازم نمی پرسن کجا می ری چرا می ری کی میای دیرم بیام زنگ نمی زنن سوال پیچ کنن برگردمم چیزی نمی پرسن خب من اگر راجع به رفت و آمدام چیزی نگم نمی شه پیچوندن که! مرض که ندارم وقتی گیر نمی دن دروغ بگم! 
    تازه من خودم خعلی دختر خوبیم وقتی مسافرت می خوام برم در جریانشون می ذارم دیگه:/ 
    بیا صحبت کن باهاشون به دلم مونده واقعا یکم گیر بدن بهم :)))
    پاسخ:
    :|
    من دیگه حرفی ندارم
    وی از روی صندلی بلند شده به پشت پنجره میرود و ب افق خیره میشود
    :دی
  • نیــ روانا
  • سلام
    خوبی مریم؟؟؟؟
    پاسخ:
    خوشم میاد حواست هست
    :دی
    ممنون که به یادم بودی
  • علیـ ــر ضــا
  • کی گفته 😕😕 
    مکارم شدی 🙂
    پاسخ:
    بودم
    :|
  • آقای سر به هوا(o_0)
  • من یه مدت بعد مسجد میرفتم پیتزا!!

    پاسخ:
    ینی هر شب؟؟؟
    پیچوندم ولی لذت نداشت :/
    پاسخ:
    درست نپیچوندی
  • نیــ روانا
  • مریممممممم 😞😞😞
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    رسما سکته زدیم
    رسما مردیمو زنده شدیم
    رسما اشک اومد تو چشام
    ولی خب هنوز زندم
  • مهدی صالح پور
  • هومم!
    پاسخ:
    :|
  • حصار آسمان
  • جدی تا حالا کسی رو نپیچوندم
    پاسخ:
    :|
    بنظرم باید بذارم برم
    ای بابا چرا آدم رو سر دو راهی قرار میدید؟؟؟؟؟
    مزاح بود ! 
    کاملا مخالفم !
    سلام میمصادو هستم وبلاگتون دنبال شد ! ممنون مشم وبلاگ من رو هم دنبال کنید باتشکر یاعلی

    پاسخ:
    :|
    چقد مثبت

  • نیــ روانا
  • @
    serek یزدان
    چقدر درکت میکنم من؛ منم عقده ای شدم سر این قضیه


    مریمممم بیا تو بغلممم
    عزیزم حق داری خیلی شدتش زیاد بود
    منم سر زلزله تبریز داد میزدم حتی
    بعدشم تا مدتی تمرکز درست درمون نداشتم و همش توهم زلزله میزدم
    اگر بتونید یکی دو روز هم شده ی سفر کوچولو برین خیلی عالیه
    پاسخ:
    من هر پنج دقیقه یک بار احساس میکنم زمین داره میلرزه
    چهارشنبه از کرمان رفتم
    اما همش توهم زلزله داشتم
    مامانم میگفت تو ماروهم توهمی کردی
    عصن اوضاعی بود و هست
  • نیــ روانا
  • راستی من کرمان فامیل دارما
    ولی
    فامیل دووووووووووووور
    خیلی دووووووووور
    میشن پسرداییای بابام
    ولی واقعا خیلی دووووور هستن
    من به عمرم یکی دو تا از بچه هاشونو دیدم فقط
    حتی نشونی و تلفنی ازشون نداشتم که ابراز نگرانی کنم :دی
    پاسخ:
    :|
    همینقد دووووور؟؟یا بیشتر دووووووووووور؟؟
    :))
    ای بابا 
    خب فامیلشونو بگو خداروچه دیدی شاید فامیل از کار در اومدیم
    :دی
    :))))
    ؛ )
    پاسخ:
    :))
    این ارشدم اوضاعی شد
    تو خونه ثبت نام کردم الان همش استرس دارم اشتباه ثبت نام کردم
    آخرش حالا ثبت نام کردی یا رفتی فقط کافه گردی؟
    پاسخ:
    عععععع
    مث من
    از صب صدبار رفتم ثبت نام کنم امانتونستم
    ینی همش استرس میگیرتم که گند بزنم
    ایشاالله با سلام و صلوات بر پیکر پاک شهیدان انقلاب اسلامی میرم که عصر کافی نت ثبت نام کنم
    :)
  • نیــ روانا
  • محسنی
    پاسخ:
    متاسفم!
  • آقای سر به هوا(o_0)
  • یه شب در میون!
    پاسخ:
    :|
    خوشبحالت
    اصلا واصلا...
    کلاباپیچوندن حال نمیکنم‌.
    پاسخ:
    باز خوبه یه چندماهی بهتر شدی
    :|
    غیرقابل تحمل بودی
    مریم من اسکلم؟!
    :/
    کلابادروغ گفتن حال نمیکنم.
    استراتژی من اینه:کاری روکه نمیتونی برای خانوادت توضیح بدی،ببوس،بذارکنار!
    پیچوندن؟!واقعافکرمیکنم تاحالانداشتم‌
    درمورداینکه مامان وبابات دستتوبستن خیلی ناراحت شدم.فکرنمیکردم اینقدرخشن باشن.
    شوهرخاله به این قشنگی آخه
    پاسخ:
    :/
    اره تاززه بابام روزی 2فصل کتکم میزنه
    دیدی که
    عصن دستم واسه همین کبوده
    :دی
    خیلی ناراحت شدم اصلافکرشم نمیکردم.
    به هرحال دوباره وضعیت همونه که بود.
    فکرمی کنم جدیداخیلی عوض شدم 
    پاسخ:
    بخدا خیلی بهتر شده بودی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">