خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

خانم خ.ن

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۷ ق.ظ

هیچوقت فکرنمیکردم یه روز از ۲۳ سالگیم برسه که اینقد ذهنم مشغول باشه جای زدن ادکلن تو گردنم بزنم تو چشَم
کور شدنو با چشام دیدم
اشکام بوی یاس و دارچین میدن
خانم خ.ن داره چایی میبره برای مهمونای رئیس
انگشت اشارشو تو هر سه تا فنجون زد جالب اینه بعد هر فنجون هم انگشتشو لیس میزد
یکی از مهمونا چایی برنداشت آوردش برای من
گفتم من تو لیوان خودم میخورم
لیوانمو برداشت چایی تو فنجون ریخت توش
گفت: بیا،چه فرقی میکنه
ینی بخورمش؟

ینی قبلنم انگشتشو زده توچاییمو بعد لیسش زده؟!

ینی منظورش از لیس زدن انگشتش چی میتونه باشه؟

۹۷/۰۴/۲۸
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۳۱)

ول کن باو
فقط از این به بعد خودت واسه خودت چای بریز

ادوکلن هم بریزه تو چشت به درگیری فکریت ربط نداره به این ربط داره که سوراخش سمت دیگه ای باشه 
واسه من بارها پیش اومده 
نه برا ادوکلن 
برا اسپری الکلی که میخوایم رو دست مریض بزنیم 
جوابِ مریم:)
همیشه خودم میریزم
بعد روزا مثل امروز که چشم داره از کاسه در میاد مجبور میشم دیگه
امروز عصبانی هستی ها
کاملا رابطه مستیمی بین درگیری فکری و یهو فشار دادن ادکلن هست
من همیشه حواسمو جمع میکردم که سوراخش طرف همون جایی باشه که میخوام
میشه بپرسی ازش؟
برای منم سوال شد!
جوابِ مریم:)
بذار فکرکنه من ندیدم
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۱ آقای مُرَّدَد
اگه ادکلنُ نمیچکودندی تو چشمت میگفتم توهم دیدی.
احتمالا میلیسیده که خدایی نکرده چای ها از طریق انگشت ایشون بذر افشانی نکنن.
جوابِ مریم:)
یه چایی دیگه آورد برای شستن چشم
امیدوارم تو این یکی دست نزده باشه که بخواد نگران‌بذر افشانیش باشه

یعنی از رو این کامنت فهمیدی عصبانیم؟
عصبانی نیستم شدیدا غمگینم
جوابِ مریم:)
فکرکردم باید عصبانی باشی
برگ سبز عزیزم کاش میدیدمتو یکی میخوابوندم زیر گوشتو بهت میگفتم‌هی دختر چرا اینقد زندگی رو سخت میگیری به خودت بیافکرکن به ۷۰ سال دیگه ای که اصلا نیستیم
هیشکی مارو یادش نمیاد
پس زندگیتو بکن دخترم
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۴ پشمآلِ پشمآلو
وای خدا نکشتت معدم اومد کف دستم انق خندیدم:)))
جوابِ مریم:)
چاییِ مزه ی دست تفی میداد
:))
امیدوارم خییییییییلی زودتر از هفتااااااد سال دیگه :/ نباشم
زندگیم همینه
جوابِ مریم:)
نگو اینجوری برگ سبز
زندگی همه همینه
فقط طرز برخوردها فرق میکنه
خدا شفات بده با چای بشور چشمتو
جوابِ مریم:)
رفتم داروخونه قطره گرفتم
فقط نمیدونم چا سردرد شدم
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۶ تسنیم ‌‌
نگو که خوردیش :|
جوابِ مریم:)
فعلا که زنده ام
:|
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۵۶ آقای سر به هوا :)
از خط اخر مشخصه ذهنت داغون شده!
جوابِ مریم:)
حرکتش برام هیچ معنا و مفهومی نداره اقای مدیر عامل!
میخواسته مطمئن شه که چای سرد نباشه یوقت:/
جوابِ مریم:)
لازمه تو دهنشم ببره؟؟
:|
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۰:۴۳ باران (واران)
سلام
من میدونم علتش چیه ؟:)))

اگر تعداد داوطلبان متقاضی برای فهمیدن این راز زیاد شد میام میگم چرا اینکارو انجام میده؟! :دی

تا درودی دیگر به درود :دی
جوابِ مریم:)
نگو که توهم از این کارا میکنی
:)))))
البته منم وقتی مهمون داریم حبابای روی چایی رو با دستم میترکونم

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۰۰ باران (واران)
نه بابا :|
انتظار نداشتم منو اینجوری مخاطب قرار بدی :|:)))
نه ولی علتشو میدونم :دی
البته از نوع طنزش :)))))



یا خدا مریم حباب دستتت؟:|:))

جوابِ مریم:)
:)))
خب بگو

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۴ باران (واران)
بنام خدا
ایشون لیوان چایی ها رو با اِسکن (اسکناس ):دی اشتباه میگیرن :دی
دیدی بعضی ها وقتی دارن پول میشمارن انگشت اشاره و سبابه شون رو تَر میکنن بعد به پول میزنن ؟:)))
راز این کار خانم خ . ن از کرمان همینه :دی
جوابِ مریم:)
:))))))
وای خدایاااا
همینه واران همین
خدا بگم چیکارت نکنه
حساس نشو خیلی عادیه، حتی شده رئیس باقی مونده ماکارونی که من برا صبحونه بردم رو خورده سه نفر هی قاشق چنگال میزدیم دهنمون هی رو ماکاونیا و تهش تو بشقاب هر کی هرچی مونده بود رو یه جا دادیم رئیس :))
جوابِ مریم:)
:)))))))))
چقد خبیث
این کارا تنها از تو‌برمیاد
عزیزم رئیس هم رئیس هااا فک کنم فقط تو شبکه بیشتر از صدتا کارمند داره تو مراکز و خانه ها رو هم در نظر بگیر برا خودش ابهتی داره. :)
پریروز ازش بستنی برا اتاقمون تیغ زدم. :)) خسیسه هاا خسیس.
جوابِ مریم:)
جا داره یه ذره پز رئیسمو‌بدم
:)
برام صبحانه میاره
از‌مرباهایی که خودش پخته
حتی شده چایی ریخته و برای همه ی ما آورده
آش جو میخره بعضی روزا
حلیم بادمجون میخره برامون
بعله
اصلا روایت داریم دست کردن تو چایی و دادن ته مونده ی غذا به همچین رئیسی حرام است حرااام!
رئیس ما اگه خیلی خیلی راضی باشه اسممونو میگه در غیر اینصورت همه خانم ها رو "خاانم" صدا میزنه.! :|

خوشبحالتونه :)
جوابِ مریم:)
:)))))
احتمالا زمانی میگه خانم قیافه هاتون دیدنیه
از نظر ما ترک ها اگه چنین چایی رو بخوری ترس های فرو خفته ی وجودت یک جا میریزه :)
ترکی اش بهتره البته ترجمه ی فارسی اش خیلی دلنشین نمیشه :)
جوابِ مریم:)
جدی؟؟؟
چقد خوب
بگم هر روز صبح بیاد دستشو‌بزنه تو چاییم
:))
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۲۳ آقای سر به هوا :)
عه!
حتما تست کرده سمی نباشه؛با خیال راحت نوش جون میکردی:))))))))))))))))))))
جوابِ مریم:)
:))))
خیلی بامزه بود
بله کاملا جدی و تضمین شده، حتی میتونی یه چیزی دستی بهش بدی که هر روز یه چایی چندش آور برات بیاره :))
جوابِ مریم:)
:))))
بدون شوخی با خوندن کامنت قبلین یه ترسی که ته دلم بود  کنده شدو رفت
دیدی بعضی وقتا الکی دنبال نشونه ایم
من نشونمو امروز از کامنتت گرفتم
دوس دارم فکرکنم واقعی واقعیه
حداقل امروز
بابا یه تف که ارزش ناراحت کردنشون رو نداره میخوردی :)))
جوابِ مریم:)
اره بابا
تازه تفای الانی که تف هم نیستن
:))
چه خوب :)
آره برای خودمم پیش اومده این مورد
جوابِ مریم:)
:))
کوماعو آذری قیز
آخه منم با مهمونای عید نوروزی همین کارو کردم :|
دلیل کار منم این بود ازشون متنفر بودم :| همین دگ دلیل خاصیم نداره :|
جوابِ مریم:)
:))))
یه تف هم میکردی
دیگه خیالت راحت
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۳:۵۳ پلڪــــ شیشـہ اے
:))))

یاد داداشم افتادم. :| دیگه فقط حیف که نمیشه تعریف کنم قضیه رو.
جوابِ مریم:)
تف کرده تو چایی مهموناش؟معلمش؟فرماندش؟رفیقاش؟
:)))
چقد این خانوم ن به دلم نشسته :)
جوابِ مریم:)
نیلی باورت نمیشه
اینقد خانوم خوبیه
از حرف زدن باهاش خسته نمیشی
گذشته از این اخلاق بدش ولی خیلی ماهه
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۳ پلڪــــ شیشـہ اے
تفش درسته ولی بذار بقیه اش مخفی بمونه. :/
جوابِ مریم:)
تو فنجون خواستگارای تو؟؟؟
:|
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۸:۳۴ حامد سپهر
چشیده ببینه چایی دم کشیده یانه وگرنه دختر خوبیه من میشناسمش:)))
جوابِ مریم:)
همه فنجون هارو باید تست کنه
:))
منم چند وقت پیش به جای عطر تنها رژ لبم رو زدم به لباسم!..افتاد رو فرش حواسم نبود پامو گذاشتم روش...لباسم کثیف شد رژ هم داغون:|

حالا چیکار کردی چایی رو؟
جوابِ مریم:)
:))))
حالا باز ضرر مالی بهتر از جانیه
با یه کلمپه خوردمش
:|
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۲:۲۹ بانوی شرقی
میخواسته انگشدش تمیز شه
تفش استرلیزه بوده :|
جوابِ مریم:)
:)))
اینم یه فرضیست
بنده خدا منظوری نداشت فقط خواست ببینه گرمه و چون انگشتش می سوخت اون رو لیس میزد. همین :)
جوابِ مریم:)
ععععع
چه جالب
اره شاید همین بوده
والا حالا چرا هر سه تا؟
تا سه نشه بازی نشه :)
جوابِ مریم:)
به قول معین زندگی جرمون میده تا بتونیم به یه موفقیت برسیم

۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۳۷ فاطمه باغملکی
اجی تو دماغ نزنی صلواتت😛😂😂😂😂
جوابِ مریم:)
چنان بزنم فاطمه

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">