خورشید شب

۹ مطلب با موضوع «مامان و بابا» ثبت شده است

بابای شمام دماغتونو جوری چپو راس میکنه و میکشتش که میخواد از جا کنده شه؟؟

اینکه مامان من از یکی خوشش میومدِ که همیشه کت شلواری بوده و مرموزانه دیدش میزده و اینکه بابامم یکیو میخواسته(که فکرمیکنم دیدشم میزده) خواهرم میگه خواستگاری هم رفته بودن اما مامانم همچین اعتقادی نداره،چیزیو عوض نمیکنه

لذت پیچوندن مامان و بابا از شنیدن 'پیتزا گرفتم دارم میام خونه 'هم بیشتره 

موافقین؟

ساعت 6 هژده دقیقه گوشیم زنگ خورد,

برام مهم نبود اونوقت صبح کیه و چیکارم داره 

ساعت 9 با صدای غرغر مامانم از خواب بیدار شدم

مامانم سرماخورده

بعد، ظهر ۲بار تو صورت من عطسه کرد

میگم مامان جلو دهنتو بگیر،خیسم کردی

میگه حساسیتِ

عصر گلو درد شدم

به مامانم میگم ویروستو اخرش کردی تو حلق من ها

میگه من که حساسیت داشتم

:|

نشسته کنارم هی میکشه بالا

یه دستمال میدم بهش و میگم مامان جان اگه بالا جا بود نمیومد پایین


**

مامان_دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد.



بابا_بوق..بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...ببوق...بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...بوق..او او ایت


*****