خورشید شب

بازگشت به خویشتن!

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۱ ق.ظ

  اذیت نکن دیگه

  تو که میدونی من چقد دوست دارم

  تو که میدونی وقتی کنارتم چقددد حالم خوبه

  حتی فکر کردن بهت حالمو جا میاره

  وقتی میدونی حتی نگاه کردن بهت چقد حالمو خوب میکنه

  چرا اذیتم میکنی؟

  



  بد ناامید بودم ،بدهاااا

  پارسال نزدیکای تولد امام رضا بود

  حرم خوشگل بود خوشگل ترم شده بود

  چشامو بستم سعی کردم تمام چیزایی رو که میبینم تو ذهنم ثبت کنم

  گنبد

  سقاخونه

  تمام اون چراغونیا

  بابام که پشتش به ما بود و روش به امام رضا

  داداش کوچیکم که چشاش همه جا بود

  خواهرزادم که  با داداش وسطیه در حال جنگو دعوا بود

  مامانی که گم شده بود

  خواهری که گرم حرف زدن با عمه ی بچش بود

  و داداش بزرگی که چش دوخته بود به صفحه ی گوشیش


  دیگه حتی حوصله دعا کردنم نداشتم

  سرمو انداختم پایین وبا روسری سبز رنگی که سال93 باهمون گیره موهه خریده بودم شروع کردم بازی کردن

  در لحظه ی اخر ناامیدی 

  یهووو یه شکلات نعنایی جلوی چشام دیدم

:|

  سرمو اوردم بالا رد دستو گرفتم رسیدم به یه خدام

  به یه برادر خادم

  همینجور که هنگ بودم شکلاترو تکون داد

  بهم نگاه هم نکرد

  حتی یک بار

  معلوم بود از قبل نگا کرده

  که حال زارمو دیده بود

  گرفتم

  رفت

  عصن نذاشت هیچی بگم

  ینی نتونستم هیچی بگم

  با چشام دنبالش  کردم

  چندنفر دوروبرشو گرفتن که ازش شکلات بگیرن

  جیباشو زیرو کرد تونست به 2نفرشون شکلات بده

  بعد رفت

  با چشام بازم دنبالش کردم

  14تا چش روی من بود

  عمه ی خواهرزادم با یه لبخند مهربون نگام کرد 

  مجبور شدم شکلاتو تعارف بزنم به پسرش

  که از بخت بلند من بچش هنوز دندون نداشت

  وقتی تعارف زدم 

  با چشای تعجب زده نگام کرد و گفت واقعا میخوای بدیش به احسان؟

  گردنمو کج کردمو گفتم اره خب

   ازم تشکر کرد 

  اما خب بچش نخورد پسش داد بهم 

  حالا این دفه خواهرم بود که میزد تو پهلوم

  معنیشم این بود به بچه ی خواهرت نمیدی بعد میدی به بچه خواهر شوهر خواهرت؟

  دیدم راس میگه

  هیچی دیگه دادم به سادات 

  و بازهم بخت با من یار بود که سادات جانمان از شکلات نعنایی متنفر است

  برگشت پیش خودم

  درسته که تو دهن 2نفر رفتو امد بیرون

  اما همین که پیشم بود 

  خیلی بود

  داداش کوچیکه میگه میخوریش یا بخورمش؟

:|

  بهش یاداوری کردم ،دلیل نمیشه شکلات نعنایی که 2بار دهنی شده جز وسایل شخصیم محسوب نشه

  

:|

  حالا اصلا بحث من شکلات نعنایی دهنی نیست اونم 2بار

  بحث من امیدیه که تو دلم دوباره جوونه زد

   بحث من حرکت خدام امام رضاست

  که حتما پیش خودش گفته بود بذار یه حالی بهش بدم

  بحث من عشقیه که بیشتر شد

  بحث من اینه که امام رضا برای اینکه بهم ثابت کنه اذیتم نمیکنه 

  بهم شکلات داد

  بحث من شکلاتیه که چقد حالمو خوب کرد

  شکلاتی که برای خوردن نیست

  همین




  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۱ ق.ظ
  • مریــــ ـــــم

نظرات  (۱۰)

بخورش بچه
تو نخور مورچه میخوری
من یه تنه فدای اما رضا
پاسخ:
من نخور مورچه میخوری؟؟؟؟؟
!!!
:)))

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

هم میهن ارجمند! درود فراوان!

 با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن

"وب بر شاخسار سخن "

هر ماه دو یادداشت ملی میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.

خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

 

آدرس ها:

 

http://payam-ghanoun.ir/

http://payam-chanoun.blogfa.com/

 

[گل]

 

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

اشتباه تایپی بود خره
من عاشق پنجره اتاقتم دختر
پاسخ:
خر...ته
منم:)
و درخت توت
:)))
موفق باشی
پاسخ:
:)
من هر دفعه میرم حرم میخوام یه چیزی به زور ازونجا واسه خودم بکنم بیارم که فک کنم منو هم دوست داره و نمیشه......
:)
من زیاد چیزای دهنی برام مهم نیستن اگه نمیخوریش بده به من چون خوره ی شکلاتم ! هر جوری میخواد باشه باشه !

اخرین بار دی 95 مشهد بودم :)
پاسخ:
من میگم ما باهم تفاهم داریم نگو نه!!!
از نظر من هرچی دهنی تر خوشمزه تر
:))
  • سام نجفی نیا
  • عالی بود
    پاسخ:
    :)
    مثل همیشه عالیツ
    پاسخ:
    :))
  • علیـ ــر ضــا
  • چطور شد 😐
  • دُچــــ ــــار
  • چه تجربه ی خوبی ... :) احساس می کنم این حسی که شما اون موقع تجربه کردی اگه 10 تا پست هم بذاری نتونی بیانش کنی ...

    خوش بحالت واقعا :)

    +بده ما هم دهنی کنیمش خخخ قول میدم نخورم
    پاسخ:
    :)
    هنوز با یاداوریش کلی حس خوب میاد سراغم
    متاسفم
    یکی از خط قرمزامه
    :))
  • دُچــــ ــــار
  • زنده باشی دخترم :)
    پاسخ:
    خودت زنده باشی
    :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی