خورشید شب

دانشگاه سبز من

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ب.ظ

امسال اولین سال بعد ۴ساله که قرار نیست برم دانشگاه

از امروز دانشگاها باز شدن و من همش فکرمیکنم من تو یه ایستگاه پیاده شدم و بقیه همه سوار بر یک قطار دارن از من دور میشن

خیلی دلم میخواد جای دخترخالم یا زهره بودم

زمانی اومدم دانشگاه همش حسرت دبیرستان باهام بود و خیلی وقتا دلم براش تنگ میشد

مثل اینکه الان باید حسرت روزای دانشگاه بخورم و هی دلم برای ثانیه ثانیش تنگ شه

از اکیپ ۶نفرمون تا شیرکاکائو خوردنای زیر دی یک با عارفه

یادمه یکی از هم کلاسیام همون ترم اول با منو مهلا سر لج افتاده بود 

هرچی ما میگفتیم هی میگفت چه ربطی داره؟چه ربطی داره؟

مام اسمشو گذاشته بودیم اقای چه ربطی داره؟

از ترم ۵دیگه نیمد ،از طریق دوستاش فهمیدیم با یه دختر پولدار ازدواج کرده

یه بار ترمای اول باهم یه مسیری رو تو تاکسی بودیم

توقع داشتم کرایمو حساب کنه مث یه جنتلمن و من برگردم بهش بگم  کرایه من به شما ربطی نداره  که متاسفانه فکرکنم فهمیده بود همچین نیت شومی دارم

یکی دیگه از همکلاسیام زاهدانی بود رفته بود شهرسوخته و یه سری تیکه های سفالی قدیمی پیدا کرده بود که ۲تاشو داد به منو مهلا

یادمه یه بار داشتیم با مهلا از پله های ساختمونمون میومدیم پایین که نمیدونم چی شد ۶تاپله رو باهم سرخوردم و خوردم زمین

 همچین رسیدم پله اخر یهو همه ی درهای کلاسا باهم باز شد

وسط سالن دقیقا بودم 

نگم براتون که مهلا ترکیده بود

*

یا اینکه سرکلاس یهو رادیو گوشی مهلا روشن شد


یه بارم اقای رحیم پور ازغدی داشتن برامون صحبت میکردن یهووو گوشی من شروع کرد به اذان گفتن 

فکرکن هنوز نیم ساعت به اذان بود


یه دفه هم استاد تجربه کار منو وجی رو رسما از کلاس بیرون کرد

و همینطور استاد ایرانمنش بهم اجازه بازی نداد و بعد ازاینکه کلی مورد تمسخر عام و خاص قرار گرفتم استاد برگشت بهشون گفت مریم گلِ منه

:)

ازاون پس لقب مریم گل استاده روم موند

*

استاد اسمی رسما شستمو چلوندمو گذاشتم کنار

بعدش که فهمید چقد ناراحت شدم برگشت بهم گفت درود برتو فلانی(فامیلمو گفت )

اشکمو در اورد و بعدشم با یه درود برتو خواست معذرت خواهی کنه

:/

یا استاد اخلاقی که همش دوست داشت بگه من ادم درون گرای مزخرفی هستم که هیچوقت با عروسکام بازی نکردمو و هرکی بامن ازدواج کنه بدبخت میشه

خیلی هم معتقد بود ادم شناس خوبیه

گرچه نصف حدساش درمورد من غلط بود

منم هیچوقت تلاش نکردم بهش بفهمونم تو اشتباهه

یا استاد رفیعی پور که مث چی ازش میترسیدیم هنوز که هنوزه منتظره براش جواب یه مسئله ای رو ببرم

شب امتحانش مهلا پیش من بود تا صبح

۷۰۰صفحه بود

ماهمش۳۰۰تاشو خوندیم فردا صبحشم اکیپمون ریختن خونمون 

اخرشم با۱۴نیم پاس شدم

سومین نمره کلاس شدم

*

یا اعتکافایی که تو مسجد دانشگاه رفتیم و فقط فقط میخوردیم و میخوابیدیم

یادمه دختره کناریمون بهمون میگفت من شماها رو میبینم حالت تهوع بهم دست میده

و کلی خاطره دیگه

ثبتشون میکنم تا بیست ساله دیگه که الزایمر گرفتم (بااین حافظم دور از انتظار نیست) راحت تر مرورشون کنم

قدر دوران کارشناسی بدونین

  • موافقین ۱۱ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ب.ظ
  • مریــــ ـــــم

نظرات  (۳۱)

چه دوران کارشناسی داشتید!!!!

البته برخی حرفهای و کارهای برخی به اصطلاح اساتید خودتون رو گفتید احساس کردم بیشتر شبیه مهدکودک بود تا دانشگاه !!!

یعنی واقعا چنین شوخی و حرفهای سبک و بی ارزشی هم زدن!!!

هیچ وقت هم رفتاری نکنید مثل بچه ها با شما برخورد بشه!!!

امیدوارم ارشد و دکترا هم بگذرونید!!دلتون شاد!!
پاسخ:
اخه میدونی ما نصف واحدامون روانشناسی بود
برای همین خیلی تو این موقوله ها وارد میشدیم
مخصوصا روانشناسی شخصیت،خط،نقاشی
برای همین خیلی در مورد همدیگه حرف میزدیم
بازم دانشگاهای شوما :| ما میریم و میایم فقط خاطره تو راهی نداریم :|
ولی یادمه سال قبل زمستون اتوبوس هل دادیم تا روشن شه آخرشم روشن شد :|

پاسخ:
جدی؟اتوبوس هل دادین؟
:))))
خیلی باحاله که
  • 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
  • فک کنم میکروب بیان منم با اون دوران افتضاحم چرا همه خوبن انقد :|
    پاسخ:
    :)))
    اخه من خیلی جاهارو سانسور کردم
    بعضی چیزا رو نمیشه نوشت
    به قول دخترخالم باید بعضی چیزرو برای خود خودمون نگه داریم
    :))
    چه قدر پر خاطره بوده دوران دانشگاهتون:))
    پاسخ:
    نصف بیشترشو نگفتم
    میتونم اندازه تمام روزای ۴سال خاطره تعریف کنم
    :))
  • پشمآلِ پشمآلو
  • بسوزه پدر ضایع شدن تو جمع:دی
    پاسخ:
    اخ اخ
    اونم جلوی ورودیه پایین تراز خودت 
    :|
    هیچی دوران کارشناسی و خاطرات و دوستیاش نمیشه
    کار خوبی کردی ثبتشون کردی :)
    پاسخ:
    واقعا،استادم همیشه بهم میگفت
    :)
    اوهوم
    بزا منم حرف استادم بعد از خوردنی شیرینی تولدم رو بگم گفت: تو یا باید به سجاد(پسرش) بله بگی و بشی عروسم یا عروسیت دعوتم کنی ببینم کدوم ... رو به سجادم ترجیح دادی :))
    زلزله ای مریم گل :))
    پاسخ:
    :))))
    وااای.دقیقا همین لفظ ... به کار برد؟؟؟

    هی از این پستا میذارین من ذوقم بیشتر میشه واسه دانشگاه :)
    منم مثه تو هوای دبیرستان تو سرمه.ولی دلم میخواد از این دوران دانشجویی لذت ببرم

    مریم گل :*

    @هلما
    عااااااااااه!عجب استادی بوده این پررری!سانسورشم کردی که!
    پاسخ:
    عزیززززم
    عصن دوران دانشجویی یه چیزی براخودشه
    حسابییی کیف کن
    فروزان@
    خب باید سانسور میکردم به همسر آیندم فحش داده بود نامرد.
    پاسخ:
    :))
    سجاد اسمش که خوبه باباشم که استاد بود
    دیگه چی میخواستی؟
    قبول میکردی
    :))))
    چه خاطره های بانمکی:))
    منم دوران کارشناسی مو با هیچی عوض نمی کنم مخصوصا سال دوم و سوم...عااالی بودن ...
    پاسخ:
    :))
    اره واقعا
    سالای اول ادم خنگ بازیاش بیشتره
  • آقای سر به هوا(o_0)
  • همشهرق ماکه واقعا خسته نباشه رفته اثارباستانی قاچاق کره نقاط مختلف کشور...


    تنتون تا ابد سالم
    ولی منتها وقتی الزایمر بگیرید ادرس وب یادتون میمونه???
    پاسخ:
    :))
    نکته ظریفی بود
    ادرس وبمو به بچه هام میسپارم خب

    خخخخخ
    استاد توحیدیتون ادم فهمیده ای بنظر میرسه
    پاسخ:
    نه فهمیده تر از تو
    :/
  • دُچــــ ــــار
  • جالب بود :) دوران کارشناسی هم خوب بود دوستای خوبی پیدا کردم
    پاسخ:
    ینی میخوای بگی تمامشو خوندی؟
    اوهوم ..منم
    چه استاد باحالی!باید میگفت مریم گل ناز منه:))
    پاسخ:
    :))
    دیگه اونقدا با ذوق نبود
  • علیـ ــر ضــا
  • صدا و سیما 😢 یعنی فقط خاطرات قابل بیان -۱۸
    🙂
    چه خاطرات خوب و شیرینی  
    بلاخره تموم شد بدون شیرینی بچههای بیان 
    😐 
    حالا ارشدش 🙂👌
    پاسخ:
    کاش تموم نمیشد
    :|
    میگن ارشد زیاد تعریفی نیست

    وای خیلی خوب بود ... به قول فروزن دلم خواست هرچه زودتر
    دانشگاه شروع بشه ببینم چه شکلیه :))
    فقط میگن ترم اولیا کلن سوتی زیاد میدن و منم امیدوارم که
    فقط سوتی ندم :))
    انصافا که مریم گلی خیلی بهت میاد مریم جان :**
    پاسخ:
    ایشالله یه دانشگاه خوب قبول شی 
    :))
    میگم شاتوت یه وخ هفته اول پانشی بری کیف سامسونتم بگیری دستت(الکی مثلا خودم اصلا اینکارو نکردم)
    :))))

  • علیـ ــر ضــا
  • حالا برین بخاطر مدرکش 
    شاید خاطره ایجاد شد 
    پاسخ:
    میگن نمیشه
    :)
    در ادامه‌ی صحبتای شاتوت،
    میخواستم بپرسم ینی واقعا زشت نیس اجازه نگیری بری بیرون؟
    بابا ینی چی آخه!
    ادب کجا رفته!
    پاسخ:
    :)))))
    منم روزای اول هضم این موضوع برام سخت بود
    بنظرمنکه خیلی زشته ادم وسط درس استادش یهو مث چی پاشه بره بیرون
    اگ استاده حواسش بود بدون صدا و با حرکات دست بهش حالی کن میخوای بری بیرون
    اگه نبود هم که چه بهتر
    پاسخگوی سوالاتتون خواهم بود فرزندانم
    :)
    مریدتم یا شیخ!
    پاسخ:
    :))
    روحمو شاد کردی
  • علیرضا امیدیان نسب
  • همیشه شاد باشی:))))
    کلن باید قدر زمان رو دونست
    پاسخ:
    ممنون
    :)
    بریم دانشگاه یکم سوتی بدیم بخندیم دلمون بازشه:)
    پاسخ:
    :)))
    ارزوی موفقیت برات دارم

  • سیّد محمّد جعاوله
  • شاد باشید و سلامت
    خاطرات شیرینی بود.
    پاسخ:
    ممنون
    دلم دانشگاه رفتن باتورامی خواهد
    پاسخ:
    چقد زود گذشت عارفه
    :) خاطراتتون جالبن
    پاسخ:
    :)
    نه حواسم هست دیگه ^_^ :))) خخخ
    در ادامه کامنت فروزن ... من یه سوال دیگه هم داشتم ، میگم
    استاد که وارد کلاس میشه مثل مدرسه باید از جامون بلند بشیم ؟ 
    :) باور کن ذهنمو خیلی درگیر کرده -_- خخخ :)))
    پاسخ:
    :))))
    تازه باید صلواتم بفرستین
    :)
    :)
    چه دورانی داشتی...
    پاسخ:
    :)
    آخی...چه خاطراتی
    ولی من دوست دارم زودی ارشدی بشم نمیدونم چرا-__-
    موفق باشی
    پاسخ:
    :)
    میشی میشی
    :)))
    چه خاطرات جالبی:))
    پاسخ:
    واقعا؟
    :)
    همان به که تمام شده والاع! چیه این دانشگا؟!

    پاسخ:

    منم زمانی دانشگاه بودم همینو میگفتم
    :|
    نبودی؟

    من اون موقع میگفتم هنوزم میگم تا ابد هم خواهم گفت! 
    پاسخ:
    :|
    ینی تا این  حد انزجار
    معلوم میشه دوران دانشجویی خوبی نداشتی والا اینجوری نمیگفتی!
    دقیقا با همون لحن گفت مریممممممممممممم :|

    مشکل اولیش باباش :)))
    پاسخ:
    واااه
    بنظر منم واقعا مشکل داشت
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی