خورشید شب

هیچوقت کیفتونو با دستی که طرف خیابون نگیرین!

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ق.ظ
میخواستم سوار تاکسی شم
یهو یه اقاهه داد زد خانوم من حرکتم 
منم دیدم اگه بخوام تو تاکسی بشینم حداقلش نیم ساعت طول میکشه تا پر شه 
پولم نداشتم که بگم اقا حساب میکنم بیا بریم
پیاده شدم و رفتم طرف ماشین شخصی و نشستم جلو
یه اقا اومد نشست عقب
منم سرم تو گوشیم بود
تا یه جاهایی که یهو ترس افتاد به دلم
شیشه ماشین دودی بود
یهو ماشین وایساد 
اقاهه پیاده شد
حالا فقط منو راننده بودیم تو ماشین
داشتم به این فکر میکردم اگه خواست منو بدزده چیکارکنم؟نه تیغ موکت بری نه اسپری فلفلی 
مجبورم در ماشینو باز کنم و خودمو پرت کنم پایین
نه اینجا بلواره،بپرم بیرون له میشم
میتونم از مدادم به عنوان وسیله دفاعی استفاده کنم
مثلا فروکنم تو سینش یا تو چشش
میتونمم از چندتا حرکت دفاعی که سنسیمون یادمون داده استفاده کنم
چی بودن حالا؟یادم نیست
تو این فکرا بودم
که یهو
برگشت بهم گف افرین افرین مثل تو کم پیدا میشه
من هنگ برگشتم نگاش کردم
شروع کرد به حرف زدن
چند وقت پیش جلو یه خانوم وایمیسته 
خانومه شروع میکنه به فحش دادن
میگفت خسته شده از این همه بی اعتمادی
گفت من جنس خودمو میشناسم
میدونم خرابیم
ولی ادم باید بفهمه با هر کسی چطور برخورد کنه
بهم  گفت یه دختر داره هم سن من
(میخواستم بهش بگم اصلا بهتون نمیخوره 
ولی نگفتم 
ترسیدم از اینی هست پررو تر شه)
کنکور داره
میخواد پزشکی بخونه
(دیگه بهش نگفتم عاااامو من 4ساال پیش کنکورمو دادم و تموم شد)
همیشه بهش میگم دخترم هرچی عقلت بهت گفت همون درسته
عقلت گفت الان شبه همه ی مردم دنیا گفتن  روزه قبول نکن
تو انتخاب حجاب و دوس پسر هم ازادش گذاشتم
(:دی)
یه تیکه هاییم به امام حسین و نظام مقدس!جمهوری اسلامی  پروند که نگفتنش بهتره
از رضا شاه مرحومو و ممدرضا هم قدردانی و تشکر کرد
:)
میگفت این همه فساد کی اون موقع بود
جمهوری اسلامی خراب کرد
منم دیدم هر لحظه ممکنه بیان بکننمون تو گونی  گفتم چرا به این فکرنمیکنین اون موقع اگه یه اختلاص و یا فسادی میشد نمیذاشتن مردم بفهمن
ولی الان اگه یه فسادی میشه دورترین نقطه ی مرزی مونم میفهمه
اساسا برای همین منظور انقلاب کردن
:دی
اینقد حرررف زد تا 500متر از اونجایی قرار بود پیادم کنه جلوتر زد رو ترمز
منم مراتب تشکرات به جا اوردم و ارزوی کامیابی برای فرزند دخترش کردم 
300تمن تهخ کرایمم نگرفت
:)
همینجور که داشتم از طرف چپ خیابون میرفتم کیفمو گرفته بودم دست راستم
یه اقاهه هم داشت از جلوم میومد(پاکت میوه دستش بود)
نزدیکم که رسید بهم گفت هیچوقت کیفتو با دستی که طرف خیابون نگیر!
و رد شد
در ضمن من فقط سوار پراید یا پیکان شخصی میشم(حس اطمینان بهم میدن)

نتیجه اخلاقی:هیچوقت کیفتونو با دستی که طرف خیابون نگیرین!

نتیجه اخلاقی 2:خواستین سوار شخصی شین یا پیکان  باشه یا پراید ترجیحا سفید
تجربه نشون داده  سفیدا بهتر از مشکی هاشونه
:)
  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ق.ظ
  • مریــــ ـــــم

نظرات  (۲۲)

  • دُچــــ ــــار
  • 1. یعنی شما هم کنکور داشتی امسال؟ چی شد نتیجه؟
    2. طرف قیافه رو دیده یه جوری حرف زده که شما دفاع کنی :) مثلا یه دختر ژیگول نشسته بود خوبیه جمهوری اسلامی رو میگفت !!! راننده یجوری حرف میزنه تا طرفش مجبور شه حرف بزنه :))

    3. حالا این بار به خیر گذشت معنی نداره بیایین تبلیغ کنین دخترای مردم برن سوار شخصیا بشن!!
    پاسخ:
    نکته ی خوبی بود برمیگردم

    1:ینی اینکه من امسال کنکور نداشتم شما بد خوندی
    2:شاید...
    3:      :/
    سلام مریم
    هیشوقت هیچ راننده تاکسی بامن حرف نزده
    منو میبینن میترسن
     اول فکرکردم کیفتو زدن
    پاسخ:
    سلام زهرا
    کلا هرکی منو میبینه میخواد بامن صحبت کنه!
    بعدش ازمنم میترسن
    :))
    هیشکی جرات همچین کاری رو نداره 
    :)
  • سیّد محمّد جعاوله
  • مطلب خوبی بود
    متشکرم.
    پاسخ:
    :)
    عاقا تا پستتو خوندم نفسم دراومد خب :|:)
    خوشحالم حالت خوبه :)

    من هیچوقت نمیتونم سوار شخصی و تاکسی از نوع پیکان زرد بشم :|:)

    برای همین میگن برو تکواندو یا حرکات رزمی یاد بگیر :))


    راست میگفت کیفتو همیشه  بذار جهت مخالف خیابون :)


    +
    این پستت منو یاد دزدای ساک دستی داداشم انداخت برای همینم خیلی ترسیدم تا پستت تموم شد :|:)
    شاید دوباره  نوشتمش :))
    پاسخ:
    :))
    بعضی وختا ادم مجبوره
    حالا کیف منم میدزدین مث این بود که بزنن به کادون
    :)))

    بابای من همیشه نکته ی عنوان و یادآوری میکنه تو شهرای بزرگ:))
    من بودم پیاده میرفتم،سوار شخصی نمی شدم:/ کی به کیه!
    پاسخ:
    منو بابات خیرتو میخوایم
    :)
    درسته که هیشکی به هیشکی نیست 
    اما به شخصه حاضرم دزدیه شم ولی 5کیلومترو پیاده نرم
    :))
    عجبا😟😟


    چه راننده ای به به از این جوانمردا کجا پیدا میشه😧😧
    به شخصه نغهمیدم کجارو تو حرف زدی کجا رو رانندهه😂😂😂
    کنکور چهارسال پیش چی قبول شدی جانا؟
    پاسخ:

    این به اون پست تو در
    :)))
    یه چیزی که هیچ ذهنیتی ازش نداشتم
    مثل همیشه سرگرم کننده می نویسید و آدم دوست داره تا انتهاش بخونه!!!

    ولی من خودم به عنوان یه مرد ،منطقی نمی دونم این دوره زمونه !!یه خانم ،سوار ماشین های شخصی و عبوری شوید !!! بله درست است ،تر و خشک با هم سوختند ولی هیچ راه شناختی وجود نداره !!!

    چون از بس این کثافت کاریها و حوداث تلخ رو دیدیم!!

    حرف زیاد بود !!ترجیح دادم بقیه رو نگم!!!

    موفق باشید!!
    پاسخ:
    :)
    ممنونم
    کاملا باهات موافقم
    اما بعضی جاها ادم مجبور میشه

  • آقای سر به هوا(o_0)
  • میگفتی بهش اون موقع اینهمه امکانات بود?
    ملت جنبه شو نداشتن


    همیشه اسپری همراه داشته باشین:)
    پاسخ:
    :))
     تو فکرشم

    مریم اوایل فکر میکردم خوب نمینویسی همش هم تقصیر قالبت بود. الان مطمئنم عالی ای :)
    پاسخ:
    واقعااا؟؟
    چرا اخه؟؟
    هرروز بیا یه ضد حال به من بزن بعد برو
    :)))
    همون قالب سفیده؟؟
  • مهدی صالح پور
  • ولی شرافتاً رنگ ماشین به ناتو بودنِ طرف ربط نداره.

    پاسخ:
    :))))
    تجربه ثابت کرده
    سیاها بی اعصاب ترن
    بااینکه طولانی بود اما خوندم
    جذاب مینویسی
    بدم میاد از تعریفای الکی
    منو یاد یه کتاب میندازه نوشتنت
    الان حضور ذهن ندارم
    پاسخ:
    ممنونم
    :)
    یادتون امد بهم بگین
    :)))
    کم کم دارم به خوبیا میرسم خب :) ضدحال های سازنده ایه :))
    آره فک کنم یه جوری بود.
    راستی راننده تاکسی یا ماشین شخصی ها چرا یکم پرحرف ان؟؟
    پاسخ:
    خوشحالم که الان نظر مساعدی روم داری
    :))
    اره دیدی؟؟همشوووون
    کافیه یه عطسه کنی
    دیگه تمومه
    همین شروعی میشه برای حرف زدنشون
    البته تفاوت در شهرها هم هست
    من تو شهری که الان زندگی میکنم عمرررا سوار شخصی شم
    ولی شهرجان خودم خیلی هم اوکی بود :)
    پاسخ:
    اوهوم
    شهر منم فکر میکنم اوکی باشه
    :))
  • علیـ ــر ضــا
  • که اینطور 
    😊😊 
    چقدر پس تعریف کرده حکایتی بودن واسه خود خودش 
    بسی لذت با ترس بردی 😑 😑 
    چه غریضه دفاعی 😐 
    خدا خودش بخیر کرده 
    چنتا نکته مفید ❤ 😉

    پاسخ:
    بعله
    :)
    خدا همیشه به خیر میکنه
    من کیف ندارممم آخه :| 
    تو ماشین هر کی اینطوری حرف بزنه مشکل دارم :| یعنی تا طرف قانع نشه دس بردار نیستیم :/

    پاسخ:
    خب شما کیف پولتو نذار جیب عقبت
    :)
    عععههه
    از این ادمای مدل شما زیاد دوروبرمه
    :|

    اینطور مواقع ادم میمونه چطور برخوردی کنه نظر واقعیشو بگه تایید کنه چیکار کنه :|
    پاسخ:
    دقیقا
    منکه فقط گوش میدم اکثر مواقع
    :|
    کیف پولم ندارم :|
    پاسخ:
    طوری نی
    غصه نداره
    منم ندارم
    :))
    معطل بشی تو تاکسی از شخصی بهتره حالا از ما گفتن بود :)
    حس خوبی دارم به رانندهه :)))
    پاسخ:
    ممنون توصیه
    :)

    سلام زهرا خانم.:) 
    پیشنهاد من اینه ،به هیچ عنوان سوار ماشین شخصی نشین ...
    سعی کنید سوار تاکسی ها بشین چون مطمئن هستن ....
    سال قبل یه اتفاق بد واسه عروس همسایه ما افتاد ...
    نزدیک ظهر بوده ایشون تو خیابون بوده و تاکسی گیر نمیومده ،یهو یه ماشین وایمیسه کنارش ،شیشه هاش دودی بودن ...ایشون سوار میشه یه کم که میرن جلو متوجه میشه دو تا مرد هم عقب ماشین سوار شدن !!!! و بعدش راننده هم از زیر صندلی قمه رو در میاره میذاره رو پاش !! که اینو بترسونه داد و فریاد نکنه ....
    خلاصه اینو میبرن ،تو یه روستا که 300 کیلومتر از شهر دوره پیاده میکنن ...یه بچه کوچیک هم داشت ...بعدش همونجا یه نفر می بینه یه زن با بچه ش حیرونه میره ازش سوال میکنه زنه هم میگه جریان اینه و بعد مرده گوشیشو میده که زنه زنگ بزنه به خانواده ش ....خلاصه سالم برمیگرده ....
    حالا خود زنه میگه کاری باهام نداشتن ! ولی مادرم میگفت خیلی گریه میکنه بخاطر حرف مردم.که پشت سرش میگن ...

    در ضمن وب خوبی داری و باحال می نویسی مرسی ...
    پاسخ:
    گرخیدم عصن
    :|
    بیچاره خانومه


    مریمم مریم
    :)
    ممنون از توصیت
    راستی علیک سلام
    خخخخ اتفاقا وقتی مطلب رو فرستادم مشکوک شدم که مریم هستی یا زهرا :)))))
    پاسخ:
    :))
    الان مطمعن باش مریمم

    یجه اخلاقی:هیچوقت کیفتونو با دستی که طرف خیابون نگیرین!


    موندم چرا اون شب همه با شما حرف داشتن 
    ولی حرفش کاملا صحیح بود 
    پاسخ:
    :)
    معمولا راننده های تاکسی زیاد باهام حرف میزنن
    اوهوم
    نه اون آقاهه تو خیابون رو میگم 
    پاسخ:
    اوهومم برای تایید حرف تو بود در مورد اون اقاهه تو خیابون
    توضیح راننده تاکسی هم برای اون جملت بود که گفتی اون شب همه میخواستن باهات حرف بزنن
    :))
    چقد توضیح دادم
    :دی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی