خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

به خاطر هلما !

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ب.ظ

مامانم همیشه میگه ادم باید دعوت شه تا بتونه بره مجلس امام حسین یا کربلا و یا مشهد

من میگم لزوما هرکسی که میره کربلا یا مجلس امام حسین دعوت شده نیست

ینی حتما نباید دعوت شی تا بتونی بری اینجاها

ینی بیشتر منظورم اینه که لزوما هرکی میره کربلا یا مجلس امام حسین ادم خوبی نیست

مامانم میگه ادم باید سعادت داشته باشه تا بتونه بره همچین جاهایی

من میگم سعادت زیاد مقوله مهمی نیست

مهم اینه بتونی اونجارو درک کنی،یه چی یاد بگیری ،رفتنت کیفیت داشته باشه

و با چه نیتی میری اونجا

مامانم هیچوقت تماما و کمالا حرفای منو قبول نکرد

ینی قبول میکنه اما میگه ادم باز باید دعوت شه یا سعادت داشته باشه تا بتونه به مقوله کیفیت برسه

****

شب عاشورا قرار شد با مامانم برای زیارت عاشورای بعد نماز صبح بریم مسجد

۱۲نیم رفتم که بخوابم

درو بستم

۱۲/۳۵پاشدم که برم دشویی

دستگیره درو دادم پایین 

باز نشد

درو قفلو باز کردم

باز نشد

گفتم نماز صبح میرم دشویی

ساعت ۴نیم پاشدم

دستگیره درو دادم پایین

باز نشد

درو قفلو باز کردم

بازنشد

بابامو صدا کردم

دستگیره درو میده پایین

باز نشد

زور زد

باز نشد

فشار داد

باز نشد

علی اومد

زور زد

باز نشد

فشار داد 

باز نشد

فحش داد

رفت

دشویی داشتم

مامانمو صدا زدم

مامانم بابامو صدا زد

بابام دوباره زور زد ،فشار داد

باز نشد

میگه قسمت نیست،بخواب فردا بازش میکنیم

مامانم تنها رفت زیارت عاشورا و همینطور  دختر خاله

دشویی داشتم

ناراحت بودم

و 

تو دلم به سعادت فکر می کردم....

۹۶/۰۷/۱۰
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۳۸)

۱۰ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۳ محمد بحری
میخوای بگی اینکه در اتاقت باز نشد یعنی دعوت نشده بودی
جوابِ مریم:)
نمیدونم....
شاید
در باز شد بلاخره/؟
جوابِ مریم:)
ن پ
من از دیروز صبح هنوز زندانیم و دشوییمم همچنان حفظ کردم
:/
منم به این دعوت شدن اعتقاد دارم ...
جوابِ مریم:)
 تو فکرم شدید...
بله !!خب برخی ها واقعا انتزاعی و رویایی فکر می کنند!!

بهر حال اینکه  امورات دست خداونده بحث نیست!!اراده آدم خیلی اثر گذاره!!

خیلی به زیارت می روند !!خو ب و بد!!خیلی ها اصلا هدف زیارت نیست!واسه تفریح و ............!!

بهر حال بپذریم این هم یه نوع تندرویه !!!! 

چه زود از نظرت برگشتی!!!!!!! 


موفق باشید!!
جوابِ مریم:)
ذهنمو مشغول کرده
به نظرم بی تاثیر نیست
شاید حرف مامانت صحیح بوده 
جوابِ مریم:)
نمیدونم...شاید
عنوان ^_^ 
الان از کوچه ذوق مرگی برگشتم :)
من؟؟ سعادت؟؟ در اتاقت؟؟ از همه مهم تر دسشویی :|
نمیدونم منم مثل تو فکر میکنم، حتی من میگم: میتونم آدم خوبی باشم، سعادت و لیاقتش هم داشته باشم ولی هیچ وقت نرم کربلا، نه که قسمت نشه کلا از بیخ و بن نخام برم.
از پنجره ای جایی یه مولفیکسی، ایزی لایفی چیزی بگو بدن. :)
جوابِ مریم:)
:))
دیگه یه هلما که بیشتر نداریم
یه رابط خودت پیدا کن دیگه
:دی
موافق حرفاتم
خداروشکر همه یاری دادن دروبازکردن
کار به اونجاها نرسید
:)
۱۰ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۳ آقای سر به هوا(o_0)
خیر بوده
ولی من به دعوت اعتقاد دارم
جوابِ مریم:)
یه حسی به من میگه اینکه اون روز نتونستی بری 
امام حسین نمیخواسته 
به نظرم مقوله ی دعوت به مراسم عزاداری یا رفتن به زیارت با مقوله ی سعادت و بصیرت استفاده از این دعوت فرق داره...امام حسین همه رو دعوت میکنه یه جورایی بار عام میده حالا اگه ما نمی تونیم استفاده کنیم کم کاری ماست...به قول معروف گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه نیست...
از این جا موندنا کم برای من پیش نیومده...اون لحظه آدم دلش خعلییییی می سوزه اما در اصل هر جا موندنی بی سعادتی نیست یه وقتایی یه حکمتی پشت جا موندن هست...مثل جا موندن مختار از کربلا...چه بسا در اون لحظه که دل شما یه جوری شده بیشتر بهت نظر شده باشه...
جوابِ مریم:)
چه خوب گفتی
خیلی خوب
باهات موافقم
ینی مال منم حکمتی داشت!
من رونتونستی ازسعادت محروم‌کنی
:)فخر
جوابِ مریم:)
:/
عصن تو خود سعادتی
۱۱ مهر ۹۶ ، ۰۰:۰۶ پشمآلِ پشمآلو
من دعوت شدنو قبول دارم .. ولی لزوما خدا نباس ادمای خوبو فق دوت کنه .. یوخ طرفو میبره پیشش برا اتمام حجت .. بش بگه فرصتشو داشتی ولی هیچی نشد
جوابِ مریم:)
اینم حرفیه
:)
۱۱ مهر ۹۶ ، ۰۰:۲۱ آقای سر به هوا(o_0)
یه سوال ذهنم مشغول کرد...
فامیلات وبت میخونن???
جوابِ مریم:)
متاسفانه فقط دختر خالم
:|
خوَشآلَه هلما :)))
خوشبحال هلما :)))


+
سلام :)
نظر من به نظر مامانت نزدیک تره :))
ولی قضا و قدر هم بی ربط نیست به این قصه :)

تو داستانی که شما نرفتین قضا و قدر بوده که نشده برین :) 


ببین مریم جان مریم بودین دیگه ؟:))
بعضی ها میرن کربلا و با پای خودشون میرن ولی دعوت نمیشن و میرن ولی زیارت هم نمیکنند !
یعنی توفیق زیارت هم پیدا کنند از بس خطاکار هستند بنظر خودم زیارتشون اونجوری به دل خودشون نمیشینه 
ببینید من سه سال پیش رفتم کربلا قسمت بشی برین .
اینو ایشالا داستانش رو خصوصی میگم براتون‌.

حالا اینا به کنار سال ۸۷ به مشهد رفتم یادمه 
من نفر ۴۳ ام ذخیره پای پروازی بودم بابام ۴۲ ام و یه آقای دیگه ای هم پای پروازی مشهد بود که عدد ۲۱ ام بود.
این آقا خیلی بداخلاق بودند خیلی اذیت کردند موقع نوشتن اسم شون تو اسامی پای پروازی !!
خیلی بد دهنی کردند !! فکر کنید چقدر بد دهنی کرد اینو خدا میدونه !
من ۴۳ اسمم در اومد رفتم سوار اتوبوس شدم بابامم دراومد همزمان میخواست بیاد سوار بشه که دیده بود  اون آقاهه مونده  که تا میخواست سوار اتوبوس بشه که بسمت هواپیما بره یهو از داخل هواپیما به اون قسمت خروجی  اطلاع دادند ظرفیت تکمیل شده !دیگه مسافر قبول نمیکنن!
با وجودی که ایشون بلیط گرفتن ولی قسمت نشد بیان یعنی میخواستن اسم پدرم رو حذف کنند ولی دیده بودند که من و بابام با هم هستیم ،  ایشون رو حذف کرده بودند ! یعنی قسمت ؛)
بمحض حذف ایشون مسافرای که با ایشون روبرو شده بودند همه یکصدا تو اتوبوس گفتند امام رضا نطلبیدش !
واقعا بنظر منم امام رضا  نطلبیدش !چون دل خیلی ها رو همون یه ساعت شکوند !
پس بنظر من باید سعادت داشت تا طلبیده بشی و بری :)
ولی گاهی قضا و قدر هم بی تاثیر نیست :)
بابت پرحرفیم ببخشید :))


جوابِ مریم:)
سلاااام
ینی ممکنه اگه میرفتم میمردم
:دی
بله،مریمم مریم
:)
منتظر خصوصیتون هستم
:دی
منم فکرمیکنم امام رضا نطلبیدش
:|
منم یه بار ساعت 11 بهم خبر دادن ساعت 1 حرکتیم به طرف مشهد 
اینجا یعنی منم دعوت شدم یهویی؟؟
عجب دشویی مبارک و میمونی شده :|
جوابِ مریم:)
:))
میبینی؟
۱۱ مهر ۹۶ ، ۰۷:۵۹ نیــ روانا
اصلا چه معنی داره در اتاق خواب دخدر مجرد بسته باشه؟؟
هان هان؟؟؟
از امشب در اتاقتو باز میزاری چاهار طاااق
همینه که هس



جذبه رو داشتی؟؟ :))))
جوابِ مریم:)
:|
سلام جذبه!
:))
متاسفانه؟ناراحتی برم؟؟
بی تربیت
اسم بچموبذارم سعادت؟
جوابِ مریم:)
:)))
شما مایه مباهات وب منی
:/

به نظرت این قضیه دستگیره ربطی به بحث بالا داشت ؟

+ الان خوبی ؟ :)
+ ربط پست به هلما رو هم میشه بیشتر توضیح بدی‌ن؟ :)
جوابِ مریم:)
کدوم بحث؟
:|
خوبم
خوبی؟
:|
دوتا کامنت اخر پست قبلی رو بخون ربطو میفهمی
:)

نتیجه‌ی دشوویی داشتنت چی شد مریم؟! -_-
جوابِ مریم:)
نامبرده در ساعت ۸نیم روز یکشنبه به دشویی دخول کرد
:)
یعنی ممکنه اگه میرفتم میمردم؟

نه قضا و قدر یعنی همین که در بسته شد :))



جوابِ مریم:)
ینی بسته شد که نمیرم
:)
خیالم راحت شد! :|
نگران خانواده و تمیزیِ خانه بودم! D:
جوابِ مریم:)
:))
نگران نباش
قدرت تحمل خوبی دارم
:دی
۱۱ مهر ۹۶ ، ۲۰:۵۴ حصار آسمان
اینو میدونم که هیچ چیزی در این عالم بدون حساب و کتاب نیست
یاد اون داستان از حضرت عیسی افتادم که الان حوصله گفتنش نیست :)
جوابِ مریم:)
:))
الان چی؟
الانم حوصله نداری؟
به نظر من هرکی میاد عزاداری نشون نمیده که صددرصد آدم خوبیه
اما ممکنه یه کار خوبی کرده باشه یا ذاتا انسان خوب و درستی باشه :) یا ممکنه هم نباشه اما درکل از طرف امام حسین دعوت میشن یعنی من با اون قسمت دعوت شدن موافقم اما با این هرکی میره یعنی آدم خوبیه رو قبول ندارم :))

حالا اینارو ولش کن ...خودت خوبی مریم ؟ :**
جوابِ مریم:)
قوربونت برم
تو خوبی؟
تو خوب باشی منم خوبم
:دی
توی بد وضعیتیم گیر افتادی ها...خخخخ 
جوابِ مریم:)
بد
:)))
۱۲ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۳ علیـ ــر ضــا
مامان که همیشه حرف حق رو میزنه شنونده باید عاقل شه خخخ
جوابِ مریم:)
خیلی ممنون
:|
۱۲ مهر ۹۶ ، ۰۹:۰۰ علیـ ــر ضــا
مریم اینقدر سرتو تو گوشی نبر یکم فواصل رو رعایت کن
جوابِ مریم:)
:|
فواصل چیو
۱۲ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۸ علیـ ــر ضــا
جمع فاصله هاس دیوونه
جوابِ مریم:)
برووو
من فکرمیکردم جمع فصل هاست
:/
۱۲ مهر ۹۶ ، ۰۹:۵۰ علیـ ــر ضــا
خخخ خب دیگه گفتیم کلاس داره خودمون ویرایشش کردیم
فقط منتظر تایید لایجانی هستیم خخ
جوابِ مریم:)
ایشاالله اونم تایید میکنه
:|
۱۲ مهر ۹۶ ، ۰۹:۵۳ علیـ ــر ضــا
ایشالا با  دعاها شما تایید میشه
جوابِ مریم:)
:))
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۱:۱۶ حصار آسمان
حالا این داستان حضرت عیسی خیلی ربط نداشت. به صورت غیر مستقیم کمی مربوطه :))
اون در مورد مرگ بود
که حضرت عیسی با یارانش از جایی رد میشدن که قبلا خونه یکی از اصحاب مخلص ایشون بود. دیدن خونه خراب شده و جسد اون یارش مونده زیر آوار و کسی کمکش نکرده. نیمی که زیر آوار مونده توسط کرم و مورچه از بین رفته و نیمی که بیرون مونده بود، توسط سگ و گربه و باقی حیوانات از هم دریده شده بود!
بعد رسیدن به جایی که یکی دیگه مرده بود. ولی از بدترین ظالم ترین آدمای اونجا بود.  مراسم تدفینی براش برگزار کرده بودن که انگار شاهی از دنیا رفته بود. با یه عالمه تشریفات و تکریمات
یاران حضرت عیسی از حضرت خواستن از خدا دلیل این اتفاقات رو بپرسه. که چرا اون مرد با ایمان باید اونجوری بمیره و این یکی اینجوری!
خدا به حضرت عیسی وحی کرد؛ اون مرد با ایمانی که به اون صورت مرد، مرد پاکی بود، اما یه گناه داشت. نخواستم وقتی با من روبرو میشه، اون گناه رو داشته باشه، به همین خاطر اینطوری جانش رو گرفتم تا پاک بشه. اونی ام که به اون صورت مرد، مرد گنهکاری بود ولی یه کار خوب توی زندگیش کرده بود. نخواستم وقتی با من روبرو میشه، به خاطر اون عمل خوبش، از گناهانش درگذرم. به همین علت پاداش کار خوبشو با این طرز مردن بهش دادم 

شاید بعضی اوقات ما تاوان گناهانمونو با این جور چیزا پس میدیم. بحث سعادت داشتن نیست
همیشه استجابت دعا نشونه پاکی نامه اعمال نیست و همیشه هم مستجاب نشدن دعا، نشونه گنهکار بودن نیست. بعضی اوقات دعات زود مستجاب میشه چون خدا نمیخواد واسه اون دعا، بازم بری سمتش. به قول آقای پناهیان، میخواد ریختتو نبینه! چون ازت دلگیره
چه بسا کسایی زیارت میرن و اصلا هیچ ثوابی به دست نمیارن و چه بسا کسایی توی خونه یه سلام میدن و ثواب هزاران زیارت براشون نوشته میشه!

جوابِ مریم:)
این داستان نشنیده بودم
ممنون
ولی من دوس دارم دعاهام زود مستجاب شه
خب چرا خدااذیت میکنه
بده بریم دیگه
:|
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۶ حصار آسمان
اگه دوست داری زود مستجاب بشه، باید همیشه بری سمتش
واقعا، تا حالا جز در مواقع نیاز و حاجت، رفتی سمتش؟
خب خودت باشی ناراحت نمیشی؟ بنده هایی داشته باشی که همه وجودشون به تو نیازمند باشه، همه نشونه های قدرت تو رو ببینن ولی بازم فقط مواقعی که نیاز داشته باشن بیان سمتت؟
اونوقت سعی میکنی نیازشون رو دیر برآورده کنی تا کمی بیشتر ازت بخوان و این حدیث قدسیه. که خدا میگه دیر مستجاب میکنم چون عاشق شنیدن صدای خدا خداشون هستم. اگر زود مسجاب کنم، میرن و دیگه پیداشون نمیشه

بخوایم نخوایم، درد و حاجت باید باشه تا بریم سمتش و این برام کاملا جا افتاده. واسه همین بوده که بزرگان همیشه از خدا درد بیشتر طلب میکردن
چون درد تو رو از دنیا دور و به خدا نزدیک تر میکنه

ولی اصل عبادت اونه که هیچ حاجتی نداشته باشی و بازم بری سمتش. و این به دست نمیاد مگر موقعی که واقعا عاشق خدا باشی....
جوابِ مریم:)
خب درسته که هروقت رفتم سمتش یه نیازی داشتم
اما اگه بخوام حساب کنم همش سمتش بودم
چون همش یه نیازی داشتم
هیچوقت هیچکدوم رفع نشد 
همش روی هم انبار شدن
من واقعا نمیتونم این قضیه ی که خدا دو.ست داره همش سمتش باشیم و همش صدای مارو بشنوه رو درک کنم
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۲:۱۹ حصار آسمان
منم همینطور بودم. همیشه ازش خواستم و هیچکدوم مستجاب نشده. و دلیل این یکی رو نمیدونم. شاید به نفعت نیست. شاید نیاز به یه سری اسباب داره و گذر زمان. شاید بهترشو بهت داده. همیشه که نمیشه گفت مستجاب نشده. اصلا خدا تعهد کرده که مستجاب کنه! شاید دوس داره به اوج نیاز برسی و بهت بده. شاید میخواد امتحانت کنه. شاید بخاطر گناهانه. شاید میخواد صداتو بشنوه. ولی مستجاب میشه. حتما صداتو میشنوه و به موقع بهت جواب میده
بعضی اوقات آدم با خودشم روراست نیست. چیزی رو میخوای که دلت خیلی بهش مایل نیست یا اینکه چیزی رو میخوای ولی عقلت کاملا باهاش موافق نیست. خلوص باید باشه و خلوص جایی هست که تو تکلیفتو با خودت مشخص کرده باشی. با دلت، با عقلت و ابعاد اون خواستت رو به خوبی بشناسی
خیلی وقتا پیش میاد چیزی رو میخوای ولی خودتم نمیدونی با داشتنش چقدر تغییر توی زندگیت به وجود میاد. حالا خوب یا بد
و واقعا تا وقتی ندونی، مثل اینه که یه بسته پولو بدی دست یه بچه. ممکنه همشو پاره کنه چون نمیدونه به چه دردی میخوره. حتی ممکنه خیلی هم واسه داشتنش بی تابی کرده باشه ولی قدرشو میدونه؟! 
پس همیشه نمیشه گفت دلیل مستجاب نشدنش اینه که خدا نمیخواد. خدا عادله و از عدالت به دوره که به کسی نعمتی رو بده که از طرز استفاده اون عاجزه یا به حد و اندازه اون آگاه نیست
البته همونطور که گفتم بعضی وقتام زود مستجاب میشه چون یا لایقش بودی و درکش کردی. یا میخواد دیگه صداش نکنی!
در روایت هم داریم که خدا به بعضیا که حرف حق توی کلشون نمیره، نعمت و برکت زیادی میده. چون نمیخواد محتاج بشن. محتاج شدن مساوی است با رفتن به سمت خدا. یعنی نمیخواد برن سمتش. که البته بعید میدونم! این کار از رحمانیت خدا به دوره. البته شاید برای بعضیا واقعا لازم باشه این کار
جوابِ مریم:)
تنها کاری که این روزا میتونم بکنم اینه که همش امیدوار باشم
به لطف خدا
به عشق خدا
درسته خیلی اذیتم کرده اما بخوام منصف باشم خیلی جاهام کمکم کرده
این رواز امیدوارم به لطفش خارج از هر قاعده و قانونی
به تیتر حسودی‌م شد :)

+ بهانه برای نویسداندن دوستان
جوابِ مریم:)
:|
بعد 3روز؟

۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۸:۵۶ علیرضا امیدیان نسب
خخخخخ چه جالب بود
من باتو موافقم
خیلیا هستن پولدار مثل اب خوردن میرن کربلا یا مکه اما هیچ درکی از کربلا یا مکه نداره
اما اگه خدا بخواد بری هرجوری شده میری و جوری حالت عوض میشه که خودت تعجب میکنی
این هم ربظی به سعادت نداره یه اتفاق که پیش میاد
جوابِ مریم:)
ممنون که بامن موافقی
:)
۱۲ مهر ۹۶ ، ۲۱:۱۲ من الله التوفیق
حتی اون آدم بده به قول شما(که من اونی را که روضه می‌ره خوب می‌دونم) که می ره کربلا یا هیئت یا روضه ... قطعا یه کاری کرده که باعث شده به همچین جایی بره ... عالم، عالم علت و معلول هست الکی نیست ...
حتما یه جایی یه کناری یه کاری کرده که امام حسین پسندیده ... یه کار خدایی کرده ...


جوابِ مریم:)
ینی همه؟
همه ی همه؟
اصلا نوشته جدی هاتمیه طنزی توش دار 😁
جوابِ مریم:)
هاتمیه؟
:|
اون جدی ها تون بود که اشتباه تایپی شد 😅
جوابِ مریم:)
فکرکردم به زبون المانی صحبت کردی
:دی
۱۳ مهر ۹۶ ، ۲۰:۳۸ من الله التوفیق
اعتقاد من اینکه همه، 
همه همه
جوابِ مریم:)
حس خوبی بهم میده 
۱۵ مهر ۹۶ ، ۲۳:۲۱ نوید شریفی
قسمت بوده 😉
جوابِ مریم:)
اوهوم
:)
۱۹ مهر ۹۶ ، ۱۰:۵۷ خانم لبخند
به نظر من قطعا باید دعوت شیم :)
جوابِ مریم:)
شاید واقعا همینطوره
:)

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">