خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

آفتابه قرمز

جمعه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ب.ظ

خواهرمو پنجم دبستان اردو میبرن بم،برای بازدید از کارخونه پلاستیک سازی

بهشون میگن میتونین از خودکارخونه هرچی دوست داشتین بخرین

اونم عَد یه آفتابه قرمز رنگ میخره

و وصلش میکنه به کولش و تمام بم رو با آفتابه قرمز میگرده

ظهر که میشه بهشون تن ماهی میدن

که در ده ۶۰تی ترین موقعیت ممکن سفره میندازنو میخورن

یه عده توریست که از اونجا رد میشدن از خواهرم خوششون میادو ازش عکس میگیرن با آفتابه قرمز!

بنظر من که از افتابه هه خوششون اومده بود تا خواهرم

البته خودش معتقده تو چشم اونا مثل آدمای دوقرن پیش به نظر میومدن

میگفت شوق اینکه آفتابه رو نشون بابابزرگ و مامانم بده نمیذاشت یه لحظه از خودش دورش کنه

وقتی برمیگرده بابام بهش میگه چرا آفتابه آخه؟

میگه چون یادم اومد آفتابه دستشویی خونه باعاغَلی(بابابزرگم) سوراخه

:)))))

خواستم بگم همچین خونواده ی بفکری هستیم

خواهرم از همون بچگی زن زندگی بود

۹۷/۰۱/۱۷
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۳۶)

چه ماجرای جالبی بود

اهل بم هستید؟

چطوره الان بعد اون زلزله مخوف؟
جوابِ مریم:)
نه خیر
:)
اردو رفته بودن
نمیدونم ،متاسفانه نزدیک ۱۵ساله نرفتم بم
اما شنیدم عالیه
جالب بود
جوابِ مریم:)
من نیم ساعت میخندیدم فقط
:)))
حیف که پسر نیستم وگرنه خودم خواهرتو می‌گرفتم:)))
جوابِ مریم:)
حیف گرفتنش
:|
والا میذاشتیمش به مناقصه
؛))))وای خدا
عجب خواهرخوبی،هنوزم همینجوری به فکره؟😁
جوابِ مریم:)
:)))
متاسفانه عروسش کردیم از دست رفت
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۵۵ سارا سماواتی منفرد
(((-:
جوابِ مریم:)
:))
باورم نمیشه فاطمه همچین کاری کرده!
دادینش افتخاریا نابودش کردین رفت!
جوابِ مریم:)
اخ نگو
قلبم
:|
عاااااالییی بوووود :)))))
خوش به حال شوهرش ...
جوابِ مریم:)
واقعا خوش بحال شوهرش
:|
حال مثلا من که پسرم مگه جرعت اینجور حرف زدنا دارم
ولی خیلی جالب بود
ههههه
جوابِ مریم:)
چه جور حرف زدنا
:))
خوش به حال شوهر خواهرتون
جوابِ مریم:)
بله بله
اصلاداغونم کردی
هی!چراآخه اینکاروکردی بامن
چرااین خاطره روتعریف کردی؟
چه جوری ایناواردزندگی ماشدن؟
هشتگ افسوس فراوان
جوابِ مریم:)
فاطمه یه اشتباهی تو زندگیش کرده بود که درگیر این خاندان شد
دست خود را به پیشونی میزند
:))))
زن زندگی 😂😂
این چیه؟ در ده ۶۰تی
جوابِ مریم:)
:)))
خودمم خیلی روش گیر بودم
بابا! میگم چیه ؟ نمتونم بخونمش!
جوابِ مریم:)
آهااا
دَهِ شصتی

آره بابا
لامذهب توهمین دنیاهم جواب داده
جوابِ مریم:)
اَی خِدا
:))))
چه باحال
الان تو وبم ندشتم دلم یه خنده میخواد لبخندم باشه کافیه
لبخند زدم:)
جوابِ مریم:)
:)))
من نیم ساعت زمین گاز میگرفتیم

۱۷ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۴۰ آقای سر به هوا :)
اصلا پستهای این وب یه چیز دیگه است!:)))
جوابِ مریم:)
جا داره بگم 
چاکرم
وای خیلی خووووب بود :))

ببینم به خواهرت رفتی یا نه همین قد زن زندگی:)
جوابِ مریم:)
:))
تاریخ باید قضاوت کنه
ببین تو که دهه هفتادی هستی خیلی نوبری الان؟ بی سُواد! دهه حاج خانم! دهه
اومده الان برا من معنی کنه مثلا! نوشته دَهِ
نگاش کن :)
بعدشم ما نمدونیم سفره انداختنم دهه وار داره مگه؟ چه اسما مردم از خودشون درمیارن
جوابِ مریم:)
وااای
:)))))))))
عصن نابود
خیر سرم ادبیات خونده هم هستم

وای چقدر خندیدم مریمی:)
جوابِ مریم:)
:)))
عصن یه طور عجیبیه
الان غیر مستقیم گفتین که خانوادگی به فکر هستین و یعنی شما هم زن زندگی هستین؟!!!
جوابِ مریم:)
میخواستم بگم مستقیم میگفتم دیگه
چه نیازی به غیر مستقیم؟!
مگه من با شماها تعارف دارم؟
:)
برو شکر کن اون موقع تلگرام نبود والا تا حالا ماهم عکسشو دیده بودیم
اصلا بفکر بودنش نابودم کرد
جوابِ مریم:)
:))))
شانس هم نداشت جهانی شه
آفتابه مگه بده؟
جوابِ مریم:)
خیلیم خوبه
خدا حفظش کنه و مریم ازش یکم یاد بگیره بد نیست اینهمه غر نزن ربع توعه
جوابِ مریم:)
سلام
چرا نبودی
چرا صفحه وبت سیاه بود؟
سلام
هستیم ولی اندکی پای رفتن داریم .
عه عجیبه بحثو عوض نکن یاد بگیر ازش
جوابِ مریم:)
:|
:/
دیگه زمان اموزش پذیریم گذشته
هنوز فسیلی به نفت که نرسیدی اینقدر ناامیدی
جوابِ مریم:)
:))))
کاش به نفت برسم
باشه اگه شرایطش فراهم باشه خواهی رسید .
جوابِ مریم:)
ای گور به گور شه این شرایط
:|
یعنی بعدترها عکس خواهرت با آفتابه قرمز تو شبکه های اجتماعی منتشر نشده؟؟!!
جوابِ مریم:)
خبر ندارم
:)))
اینو گفتی یاد یه خاطره افتادم. بچه که بودم از پشت پشتی یکی از اقوام یه بسته کوچیک پیدا کردم و بازش کردم گرفتم توی دستم و پیش همه جا میزدم که از این بادکنک درازا پیدا کردم و در ادامه سکوت همه حضار... بعدا که بزرگتر شدم فهمیدم کاربرد اون بادکنک چی بوده :))
جوابِ مریم:)
:|
چرا اخه پشت پشتی!
جابهتر نبود
خواهرم از همون بچگی زن زندگی بود

دقیقا مثل خود شما !
جوابِ مریم:)
البته نه به شدت من
:))
سخت نگیر. شاید به خاطر رسیدن مهمون سریع جمع و جور کردن ماجرا رو. اون بنده‌های خدا که خبر نداشتن یه بچه فضول قراره صحنه جرم رو بررسی بکنه :))
جوابِ مریم:)
:))
اَی خِدا

تو خارج که خیلی نیازه نیست حداقل :|
جوابِ مریم:)
:)))
یاد پایتخت افتادم
آره دیگه ...
الان نیازه ولی نیست متاسفانه
جوابِ مریم:)
فیلمِ پایتخت
:)
۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۱ علیرضا امیدیان نسب
خخخخ جالب بود
جوابِ مریم:)
:))
بنده خدا چه بامحبت بوده!
دهه شصتیا همشون زن زندگی ان!
جوابِ مریم:)
:))
محبتش به خودم رفته
دو سالم بود رفتیم تهران. من که یادم نمیاد ولی عمم میگه از میان این همه اسباب بازی برا سوسک گریه کردی :)
خدا خواهرتون رو حفظ کنه
جوابِ مریم:)
:))))
بچگی همینه دقیقا
آفتابه قرمز برا من تداعی کننده‌ی جام های قهرمانی پرسپولیسه :))))

ولی‌خواهرت از خودت به مراتب باحالتره :))) چند سالشه؟ :))))
جوابِ مریم:)
بازگشت پیروزمندانتو تبریک میگم
:)
دقیقا.داداش وسطیه در پرسپولیسی بودنش همینو بس که در ۴سالگیش با آفتابه قرمز عکس داره با شورت ورزشی!
حتی اگه امسال وارد دهه چهارم زندگیش نمیشد بازم شوهر داشت
:/
چیکارمیکنی بااین همه محبوبیت؟
جوابِ مریم:)
میسوزمو میسازم
:)))))

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">