خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

مهلا،فاِزی و وجی منو ببخشین :|

پنجشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۸ ق.ظ

ترم 7بودیم

عصرای دوشنبه 3نیم تا4نیم با استاد ایرانمنش کلاس داشتیم

مهلا یه ماه قبل، عروسیش بود

یه عصر شیرینی خرید و آورد سرکلاس

ما5نفر بودیم 

همیشه اخر کلاس میشستیم

یادمه قطاب گرفته بود

عاشق شیرینی یزدیم

به پیشنهاد من قطاب گرفت

جلوی همه که گرفت و تموم شد 6تا قطاب موند ته جعبش

منو معین جعبه رو کِش رفتیم 

معین تا برسه خونشون 1ساعت تو راه بود

گفت مریم بذار 3تاشو من بردارم برای تو راهم

گفتم باشه بقیشم من ور میدارم

یه نایلکس برداشتیم و من گرفتم بین دوصندلی و معین یکی یکی طوری که مهلا و وجیهه و فائزه نفهمن میریخت توش(اینکه ما همیشه گشنه بودیم برهیشکی پوشیده نیست)

نگامون به استاد بود

 من هیچ سنگینی حس نمیکردم 

سرمو برگردوندم طرف نایلکسه دیدم خدایاااا هیچی توش نیست

گفتم معین نامردی نکن.چیکارشون کردی؟

گفت چیو؟

نگام رفت زیر پام

زیر صندلی دیدیمشون

معین میزد تو سرش منم صورتمو چنگ مینداختم

وجیهه گفت به مام قطاب بدین

4تارو از زیر صندلی برداشتم و موهاش و خاکشو با دست گرفتم و دادم به وجیهه و فائزه و مهلا

تعجب کردن،این حد از بخشندگی رو از ما ندیده بودن

اون 2تایی هم که تو جعبه مونده بودو خودم و معین برداشتیم

هنوز بهشون نگفتیم قطاب با طعم کف کفش دسشویی رفته بهشون دادیم

امروز صبح صبحانه بستنی بیسکویتی خوردم،خیلی حال داد :|

یهو یاد این خاطره افتادم

البته هنوز ربطشو پیدا نکردم

۹۷/۰۱/۲۳
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۲۲)

ای بدجنسا :)))
آدم دیگه به کی می تونه اعتماد کنه؟؟؟
صبحونه بستنی بیسکویتی؟معده‌ت تعجب نکرد؟
جوابِ مریم:)
:)))
اگه میفهمیدن نمیذاشتن اون دوتای سالم به ما برسه،ما همیشه اولویت اولمون خودمون بوده
گلوم الان یه طوریه
:|
خدا ایشالا این سخاوت رو از شما قبول کنه:))))

یه بارم ما زمان خدمت بادمجون سرخ میکردیم برقا رفت تا بریم چراغ قوه بیاریم یه سوسک بالدار تو تاریکی افتاده بود تو ماهیتابه ماهم اون سری رو پختیم و دادیم اتاق بغلی واسه خودمون یه سری دیگه درست کردیم اتفاقا کلی هم ازمون تشکر کردن:))))
جوابِ مریم:)
:))))
وااااای
همچنین از شما
دمتون گرم
اشکال نداره سوسک ذاتن موجود تمیزیه
مریم؟راستشوبگو!اگه همچین کاری بامن کردی بگو!
جوابِ مریم:)
نه عارفه
:|
به شرفم قسم
چه خاطره ای بود
جوابِ مریم:)
:)
رذل :|
جوابِ مریم:)
معین
:|
خخخ چه دوستی عمیقی ^__^
جوابِ مریم:)
همین اخلاقمون باعث شده 6تایی باقی بمونیم دیگه
:))
عجب داستانی
بیچاره اون دوستات که نمی دونن از جلو خنجر خوردن
جوابِ مریم:)
اصلا نگران نباش
قطعا اوناهم یه زمانی همین بلارو سر من اوردن
:))
یادم باشه وقتی چیزی دادی بخورم نگیرم:|
جوابِ مریم:)
:))))
مگه نمیدونستی فوت قدرت شفا بخش داره
چرا ما مردمی هستیم که با فوت همه چیز و ضد عفونی می کنیم
جوابِ مریم:)
همینکه نمیمیریم در اثر استعمال شیئ فوت کرده خودش نشون خوبیه
یادم باشه اگه این میزان بخشندگی رو از کسی دیدم حتما بهش شک کنم:دی
جوابِ مریم:)
:))
خوشحالم ازاینکه گامی به جلو در جهت از بین بردن اعتماد برداشتم
احتمالا طعم بستنی بیسکویتی سخاوتمندانه بوده 😂😂😂
جوابِ مریم:)
:))))
شایدم چون به سختی از گلوم میرفت پایین
بابااون قرص استامینوفن روبگو!
یعنی هروقت یادش می افتم خندم می گیره.
:))))
جوابِ مریم:)
کدومممم؟؟
:|
همون دیگه!همون:)
میگم که دخترم بستنی بیسکوییتی عالیه
درهرم عشق من به خوراکی ها جزده تای اولیه
جوابِ مریم:)
اصلا یادم رفته بود ما همچین خل بازی هم داشتیم
:))))))))
اره.یه چیز عجیبیه برا خودش
نکنین این کارا رو خداییش!
جوابِ مریم:)
نگو ازاونایی که یه چی میوفته زمین برنمیدارن بخورنش؟!
:|
۲۳ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۳۷ آقای سر به هوا :)
یه بار یه کیک نادی بود افتاده بود تو مدرسع دورش مورچه جمع شده بودن ماهم برش داشتیم مورچه هاش رو تکوندیم دادیم یه کی از بچه ها خورد!
خلاصه که بچهـگلـی بودم:)
جوابِ مریم:)
:)))))))))))
خوشحالم بدتراز خودمم میبینم
امیدوارم میشم به خودم
خباثت از این پستت می‌بارید انصافا:))
جوابِ مریم:)
عاغا من نمیخواستم نعمت خدا حروم شه
:))
بابا زمین کثیفه
من این کارها رو نمی کنم . کمتر هم مریض میشم :)
جوابِ مریم:)
:)))
شما سوسول تشریف دارین
ماکه اصلا مریض نمیشیم
نه سوسولی نیست
رعایت بهداشته. حداقل چیزی که می بینیم کثیف شده رو نخوریم
جوابِ مریم:)
کاش قیافه منو میدیدی
:|
یادم میاد سربازی بخاطر گرسنگی از رو زمین کنار نونوایی نون خشک جمع می کردیم و می خوردیم. 😁
جوابِ مریم:)
واقعا
واسه همینا میگن مررررد میشین دیگه
حالا اگه خیلی ریز نشیم به اینکه با اون کفش کجاها رفتیم و چه کارا کردیم، میشه خوردش. تاحالا نشنیدم کسی به خاطر خوردن شیرینی که زمین افتاده، مرده باشه. ولی خیلیا از نخوردن مردن :))
جوابِ مریم:)
باید این حرفتو آب طلا کرد زد به سردر وبلاگم
ولله
:))))
:||


یادم باشه اگر دیدمت قطاب با همین طعمی که گفتی سوغاتی برات بیارم :|:)



+
مریم خدایی چه جور وجدان درد نگرفتی اون زمان ؟:|
نوچ نوچ :|
برای همینه امید ما همچنان به همون دبستانی هاست عوض هم نمیشه :))


از دست رفتین شماها :|
نوچ نوچ :|:))
جوابِ مریم:)
نگرفتم خو
:|
وجدانم همین الانم آسودست.چون میدونم بدتراز این کارو با من کردنو خودم خبر ندارم
ماهمچین دوستایی بودیمو هستیم
:)))))))))

این همه کثافت بازیت کنار نایلکس چیه دیگه:/
تو این متن باید از نایلون استفاده میکردی خخخخخ
جوابِ مریم:)
:))))))))
خب کیفمون کثیف میشد
منظورم همون نایلون بود

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">