خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

جاست فرند!

دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ

یه دوست دارم اسمش رضاست

وقتی میبینمش بلند بهم میگه سلام مریم!

منم با لبخند میگم سلام رضا

اول خودش ،خودشو دوست من دونست

در انتهام من اونو دوست خودم

به شاطر نونوایی گفته بود من دوستشم

مثل یک جنتلمن واقعی دستشو میاره جلو 

منم خب برای اینکه ناراحت نشه دست میدم باهاش

طرفداره مسی و علی کریمیِ

در هفته ۲ بار میبینمش

حالمو میپرسه

از کار و زندگیم میپرسه

و بهم میگه شال بنفشم خیلی بهم میاد

وقتی میخوام از خیابون رد شم ازم میخواد مواظب خودم باشم

تقریبا هر هفته که میرم آب بخرم

میاد و بطری ها رو ازم میگیره و برام میاره

بهش میگم خودم میبرم سنگینه،هم وزن خودته!

عصبانی میشه میگه من مردم،من فوتبالیستم!

از مامانش میناله که مجبورش کرده بره کلاس زبان

روزایی که میرم در انبارو ببیندم

میاد قفل کلید ازم‌میگیره و درو میبنده

بعدم بهم میگه فردا میای دوباره؟

منم میگم شاید!

الان دوهفتست نیمده کلاس زبان

یا مامانشو راضی کرده 

یا مامانش اونو راضی کرده!

۹۷/۰۵/۱۵
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۲۱)

سلام
عالیه ، حسی که بدونی یکی دوستت داره
امیدوارم همه چی درست شه
جوابِ مریم:)
اره
من خیلی به آیندمون امیدوارم
آینده ی اونو دخترم
:|
شایدم زیر بار سنگین جابجا کردن بطری ها دیسک کمر گرفته :))))
جوابِ مریم:)
نگرانم کردی
:|
چقدر کامنت‌هات و جوابشون باحاله:)))
منم به اینده‌تون امیدوارم البته:D
جوابِ مریم:)
مورد داشتیم حوصلش سر میرفته میومده کامنتای پستای منو میخونده

قول بده بزرگم شده فقط جاست فرند بمونید ؛)
جوابِ مریم:)
ببینم چی میشه
10 سالشه؟ :))
جوابِ مریم:)
اونقدا صمیمی نشدیم که سنشو بپرسم
ولی اگه بخوای دفه بعدی که دیدمش بپرسم ازش
اگه برگشت کلاس سلام ما رو برسون :)
جوابِ مریم:)
معمولا تو نونوایی میبینمش
چرا منو تو اینقدر مثل همیم؟!
یه بار یکی به من گفت: چی میشه نصف این فسقلا منو دوست داشته باشی!
جوابِ مریم:)
بیا باهم ازدواج کنیم
:))) خدا برای هم نگهتون داره
جوابِ مریم:)
بلند بگو آمین
باید گذاشتش تو زود پز تو این اوضاع...

جوابِ مریم:)
فکرهوشمندانه ایه
۱۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۸ بهارنارنج :)
وای یاد یه پسره ای افتادم بزار بعدا تو روزنوشت می گم:!)
جوابِ مریم:)
ارسلان جونو میگی؟
۱۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۰ علیــ ـرضا
:/
امیدوارم ببینیش و بپرسی چش شده !
جوابِ مریم:)
خودمم
ایشالا به پای هم تا 1400 دووم بیارید
جوابِ مریم:)
با رضا تا ۱۴۰۰
:)
پسر بچه ها عشقند :)
جوابِ مریم:)
کاملا
اگه برا زبان بتونه راضیش کنه
برا چیزای دیگه هم میتونه راضی ش کنه
جوابِ مریم:)
:|
مثلا
اخی عزیزم:)))
جوابِ مریم:)
واقعا عزیزه
ما قد اون بودیم فکر میکردیم مامانها میرن بیمارستان بچه میخرن میارن خونه:)))
یه روز شاید مثل این فیلما جلوت زانو بزنه یه جعبه از جیبش در بیاره بگه منو به غلامی قبول میکنید:)))
جوابِ مریم:)
به غلامی دخترم البته!
دوستی با پسربچه ها خیلی خوبه مردونه تر از بعضی مردها رفتار میکنن و آدم رو شگفت زده میکنن
جوابِ مریم:)
کاملا باهات موافقم
"و بعد توعم اشکاتو پاک کنی و بگی نه و دوباره اشکاتو ک از زور خنده در اومده رو پاک کنی"
ادامه کامنت
"حامد سپر"
جوابِ مریم:)
:|
بامزه بود
۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۱ آقای سر به هوا :)
تو بطریه!
جوابِ مریم:)
بامزه بود
:|
یسنا :))))
جوابِ مریم:)
الان یسنا کیه؟
۱۷ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۵ امیررضا خانلاری
سلام و عرض ادب
وبلاگ تون رو از کامنتی که در وبلاگ دختری از جنس حوا داده بودید پیدا کردم
وبلاگ خوبی دارید
خوشحال میشم مخاطب وبلاگ بنده باشید
سپاس از شما
وقتتون بخیر
جوابِ مریم:)
سلام‌
اره ازش راضیم،وبلاگ خوبیه
چشم،من‌فردا میام یه سرم‌به وبلاگ شما میزنم،ببینم خوشم میاد 

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">