خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

نجات یک انسان، نجات یک جامعست!

شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۳ ب.ظ

خانومِ تو اتوبوس اومد نشست جای بچه هه و در مقابل گریه ها و ضجه هاش مدام رو به مادرش میگفت "دوبار‌محکم باهاش‌برخورد کنی درست میشه"!
گفتم "اگه درست شدنی بود ،ما درست شده بودیم"!
و جامو دادم به بچه هه
بعد هم کلی در‌مورد طرز برخوردِ صحیح با بچه ی زیر هفت سال منبر رفتم و تمام اندوخته های ۴سال دانشگاه رو ریختم وسط و همه رو از میزان سوادم متحیر کردم!البته تو ذهنم این قسمت ماجرا اتفاق افتاد!
هر وقت جامو میدم به یکی یه حس مادر ترزای خاصی میگیرتم!
از اون طرف همه سعی میکردن جاشونو بدن به من ومن هی با فروتنی دستم رو روی سینه ام قرار میدادم و میگفتن نه تروخدا بشینین من راحتم،من راحتم!
دستم رو مثل امام خمینی بالا و پایین میکردم و ازشون میخواستم بشینن سرجاشون!
تا اخر مسیر هم با یه خانوم دیگه غیبت اون خانوم رو کردیم و از ابعاد نافرهیختگیش گفتیم و نچ نچ کردیم!
حس خوبی بود خلاصه یه بچه رو از تباهی نجات دادم!
خیلی شبیه فریبا متخصص بود!خانومَ رو میگم!

۹۷/۰۹/۲۴
مریــــ ـــــم

کامنتدونی  (۲۹)

۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۷:۳۷ بهارنارنج :)
جمعش کن بابا😂😂😂
مادر ترازای کی بودی تو؟
جوابِ مریم:)
فرزندم با منِ آدم شریف درست صحبت کن
:)))

فک میکردم تحصیلات شما مربوط به بچه های بالای 7 سال هست!
جوابِ مریم:)
بیشتر واحدهای درسیمون اموزش و تربیت رو از ۳ و حتی ۲ سالگی شروع کردیم
وا خانومه چه پررو بوده :/

تو مریم فداکاری، بر وزن پتروس فداکار :)))
جوابِ مریم:)
خیلی
خیلی
خیلی
هم اون خیلی هم من خیلی
:))
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۸:۰۶ نیــ روانا
بالاخره تو آموخته های دانشگاهیت رو کاربردیش کردی
کم چیزی نیستا
جوابِ مریم:)
یه جا به دردم خوردن
:))
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۸:۱۲ پشمآلِ پشمآلو
من اصولا تو این مسائل خودمو قاطی نمکنم چون هنو تصمیم نگرفتم حق با کدوم وره:دی
جوابِ مریم:)
سبزی هم خریده بود تازه
ادمی که سبزی میخره که نباید اینجوری باشه
:|
:))
ولی به نظرم با اینکه ادبیاتش بد بوده فحوای کلامش بد نبود. بچه ها باید احترام به بزرگتر رو یاد بگیرن. البته نه با زور و اجبار با تربیت درست و اصولی.
زجه مریم جان ؟؟؟؟
جوابِ مریم:)
زجه اشتباهه؟؟ :))
نه نسرین!بنظرم اشتباه اینجوری احترام به بزرگتر رو یادش بدیم!
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۰۹ اینتِرنال‌ْ آدِر
به علاوه یک بچه رو از تربیت شدن دور کردید، خصوصا اگر پسر بوده باشه.
جوابِ مریم:)
دختر بچه ی سه ساله ای نشسته روی یک صندلی
خانم جوانی میاد و به زور بچه رو هول میده طرف مامانش و خودشو جا میده بدون هیچ اجازه ای!صرفا چون بچه بوده!
بچه شروع به گریه میکنه
مادر بچه بهش میگه بیا بشین روی پام
قبول نمیکنه و بهش برخورده
خانم جوان با جملاتی مثل اتوبوس که مال تو نیست
مردم میگن چه دختر بدی
اقای راننده الان میاد دعوات میکنه
سعی میکنه گریه بچه رو متوقف کنه!
بنظرم قبلش باید اون خانم رو تربیت کرد 
:)
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۱۵ بانوی شرقی
رابین هود :)
جوابِ مریم:)
:))
خون رابین هود تو رگام جریان داره
ولی من یکم دیدگاهم راجع به این قضیه متفاوته...بچه‌های این دوره زمانه ادب و احترام به بزتر رو اصلا بلد نیستن...فقط بلدن خدمات بگیرن بهشون یاد داده نمی‌شه که در مقابل گرفتن این خدمات باید احترام به خانواده و جامعه‌شون پس بدن...نه به اون شوری که مادرای ما توی سرمون می‌زدن نه به این بی نمکی که پیرزن مو سفید باید بایسته بچه‌ی شش ساله لم بده با پررویی نگاهش کنه...شخصیت قائل شدن و احترام به بچه هم حدودی داره به نظرم نباید تا جایی پیش بره که بچه مرزای احترام وبزرگی و کوچیکی رو نفهمه...
جوابِ مریم:)
اینو موافقم
باید بدونیم کجا تحکیم کنیم ضمن اینکه به شخصیت بچه برنخوره و 
کجا شل بگیریم
والا ما که تاهمین سنمون یه جا باشیم بلندمون میکنن یه بزرگتر رو میشونن
:|
حداقل بهمون بهشون بگن بگیم "دردات تو سرم بلند میشی مثلا‌زن عموی بابات‌بشینه"؟!
حالا البته کار اون زن تو اتوبوس رو تاییدم نمی‌کنم نباید بچه رو آزار داد و خاطره‌ی بد براش ساخت...
جوابِ مریم:)
مثلا بارها تو مسجد دیدم بچه هایی که با شوق و ذوق میرن صف اول رو بلند میکنن ،دعوا میکنن ،بحث میکنن باهاشون
خب نباید این اتفاق بیوفته
میتونن باروی خوش با لبخند ازشون بخوان بینشون بشینن
قطعا این بچه دیگه خاطره خوبی از مسجد تو ذهنش نخواهد موند!
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۲۷ اینتِرنال‌ْ آدِر
خب تایید میکنم؛ اما، پسر بچه رو تا کتک نزنی آدم نمیشه!
جوابِ مریم:)
ممنونم بابت مهر تایید!
:)
بنظر من کفگیر درمانی موثر ترین و بهترین روش تربیتیه :دی
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۵۴ مهدی رنجبر
امام خمینی :))))
جوابِ مریم:)
(رحمت الله علیه)
:))
۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۹:۵۷ صبورا کرمی🦄
حست و درک میکنم😂
متروس (مریم و پتروس) فداکار کی بودی تو؟
:))
جوابِ مریم:)
ممنونم بابت درک
ننه بابام
:)
منم نگفتم اینجوری
گفتم درست و اصولی
جوابِ مریم:)
ضجه رو درست کردم :)
اره‌متوجه شدم
معذرت میخوام
چه دختر عاقل و فهمیده و با سواد و متواضعی،آدرس خونتونو لطف میکنید با خانواده خدمت برسیم؟:)))



چرا اینقدر کم پست میذاری😡😡
جوابِ مریم:)
حالا دوماد چیکارست؟!
چطوری خوشگله؟!دوریت واسم مشکله 
این تیکه بالا رو بابام برای نوه هاش میخونه همش
:|

دوماد وجود حقیقی نداره:)))

چه باحال:)

گل سرخ و سفید و ارغوانی
فراموشم نکن تا میتوانی
جوابِ مریم:)
مسخرم کردی؟!
:)))
تازه به هردوتاشون میگه‌ نازنین!
اسماشون چیز دیگست ولی بابام نازنین‌صدا میزنه هردورو 
:)
قشنگه‌نه؟!

مثل امام خمینی عالی بود:))))
جوابِ مریم:)
فاز خوبی بود!
یادش بخیر 
زود گذشت
خودم که نمیتونم بیام خاستگاریت بااا:/

آخی،نوه داشتن خیلی حس شیرینیه...آدم دوست داره با زیبا ترین و کامل ترین واژه ی ممکن توصیفشون کنه..کاش منم مامان جون شم :)))
اوهوم قشنگه

ولی اون چطوری خوشگله،دوریت واسم مشکله،بهش میخوره مخاطبش هرکسی باشه جز نوه:)))
جوابِ مریم:)
پس تو به درد چی میخوری؟!
عزیزم مرحله به مرحله !
بذار اول همسرم شی بعد مادرم شی بعد تازه شاید زنده باشی برسی به مامان جانم !
:))
اره منم فکرمیکنم سروگوش بابام میجنبه!
آره موافقم شیوه‌ی گفتن خیلی مهمه
جوابِ مریم:)
منم موافقم
:))
۲۴ آذر ۹۷ ، ۲۲:۱۰ دنیای کامپیوتر ...
😂😂😂چه باحال.....
جوابِ مریم:)
:))
۲۴ آذر ۹۷ ، ۲۲:۲۱ دنیای کامپیوتر ...
تو اتوبوس بخش مرد ها، حس مردگان متحرک رو بهت دست میده😂
جوابِ مریم:)
باید برم‌تست بزنم
:)
با یه غیبت هرچی ریسیده بودی پنبه شد😂😂😂😂😂
جوابِ مریم:)
:)))
ما داشتیم آسیب شناسی میکردیم
من یه سوال مهم دارم.
نیقو کن عامو یعنی چه؟
جوابِ مریم:)
سلام فرزندم
واژه های کرمونی هستن
نیقو کردن:لبخند زدن
عامو هم مثل ولکِ بندری ها هست! به معنی برادر و پسر 
البته عامو واژه ی مازنی باید باید باشه که ماهم میگیم


ببخشید، عامو واژه‌ی جنوبیه و به معنی عمو هستش :)
جوابِ مریم:)
نمیبخشم
:)))
اره یه همکلاسی جنوبی داشتم همش میگفت عامو
حالا هرجایی هست من ازش خوشم میاد
۲۵ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۸ حامد سپهر
بابا فردین بابا تختی بابا بابا امام خمینی بابا روانشناس :)))))بازم بگم:))
جوابِ مریم:)
من متعلق به همه هستم 
:))
۲۵ آذر ۹۷ ، ۱۲:۳۸ رهایی بخش
مادره وقتی از اتوبوس پیاده شد رو به بچه اش کرد وگفت: ببین بچه اگه دیگه سروصدا کنی مثل همین دختر نق نقو میشی.
بچه: :[
:)
جوابِ مریم:)
مامانه باید تمام تلاششو انجام بده بچش شبیه من نشه
:))
والا باخته
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

فاضل نظری
جوابِ مریم:)
ارادت داریم خدمتشون
تو خابگاه اتاقمون4تا علوم تربیتی داشتیم..
میشستن با هم درس میخوندن شبا امتحان و کاراشونو انجام میدادن
دقیقا تو اتاق …
تازه بقیه همکلاسی هاشونم میمدن..
هیچی دیگه خلاصه  کنار رشته خودم تو این رشته هم تبحر یافتم:|

جوابِ مریم:)
چقد شریف بودین که هیچی بهشون نمیگفتین
:|
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۴:۱۵ جناب منزوی
خدا اجرتون بده :)
جوابِ مریم:)
:))

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">