خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

لبخند بزن فرزندم یا نیقو کن عامو :)

خورشیدِ شب

مامانم همیشه بهم میگه'مریم تو دیگه‌بزرگ شدی'
من یک مریم هستم که شدیدا در مقابل بزرگ شدن مقاومت میکنه!

طبقه بندی موضوعی

خونه تکونی :)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۵۸ ق.ظ

شدت خونه تکونی مامان من از شدت طوفان متیو بیشتره

علاوه بر این که طی حادثه خونه تکونی چندین دلار متضرر میشیم حتی تاپای ضرر جانی هم رفتیم
پوست دست کنده،پای کبود شده،چشم قرمز،ناخون شکسته قسمتی از ضررهای جانی هستن که طی این حادثه مرگبار برامون اتفاق میوفته
از اواسط اسفند ماه تا 29 اسفند  قیامت برپاشده رو در تو خونه ما میتونین مشاهده کنین
هممون طی این حادثه خوف ناک خونه تکونی به محشرکبرا اعتقاد راسخ پیدا کردیم
داداش بزرگم به طور معجزه اسایی اواخر سال یهو حجم کارش وسیع میشه و صبح میره شب میاد صبح میره شب میاد
داداش اخریه در اواسط اسفند ماه به طور خود به خود به ذرات نانو تبدیل شده و غیب میشه
داداش وسطیه تنها فرزند خلف مامان و بابامه
به قول مامانم جواد دست منه
:)
بااین منوال احتمالا منم قلب تپنده خونه باشم.البته کسی تاحالا رو این موضوع اعترافی نکرده اما از چشاشون میخونم حجم وسیع علاقشونو به خودم
:)
خونه تکونی ما فقط اونجاش که مامانم حتی به یه جای امن(به دور از هرگونه مواد شوینده،زمین خیس،احتمال سقوط اجسام سنگین و نیم سنگین)برای خوابیدن هم فکرنمیکنه.
خونه تکونی مرحله به مرحله برای ما معنا نداره(یه جورایی سوسول بازیه)
ما یهو همه جارو باهم میریزیم بیرون و جا میدیم
حتی مشاهده شده خیلی چیزا اضافه اومده و اصلا نمیدونستیم کجا بوده و از کجا اومده به کجا میخواد بره
قسمت خوشمزه خونه تکونی ما کمد تکونی مخصوص بابامه
بچه که بودیم برای منو باقر یه دنیای ناشناخته پر از چیز میزای باحال بود
هیشوقت بابام اجازه نداد تنهایی سرش بریم
همه میشستیم دورش و خودش کمدشو تمیز میکرد
کیف سامسونت مشکی پر از عکس  دوران سربازی و جوونی و مدرسه بابام عشق بچگی منو باقر بود
عکسایی که با دیدنشون تصورات جدیدی از بابام تو ذهنمون نقش میبست
با خودمون میگفتیم ینی باباهاهم اینطوری بودن؟؟؟
درسته که منو باقر عاشق کیف پر از عکس بابام بودیم و هستیم اما خب بابام هیچوقت با علاقه عکساشو به ما نشون نداد و هیچوقت با ذوق نگاشون نکرد
تنها قسمتی از خونه که جواد زیر بار تمیز کردنش نمیره کابینتای آشپزخونست
معتقده چون من دخترم باید تمیزشون کنم
اون معتقده منکه معتقد نیستم
:/
ولی درنهایت چون من یکیم و اونا 5تا زورشون بهم میچربه
مامانم اگه روزی بفهمه من کابینتاشو به چه شکل گریه اوری تمیز میکنم هرگز نمیبخشتم
ما 5تا بودیم ومدت خیلی کمی تونستم اتاق مخصوص خودمو داشته باشم 
یا با فاطمه شریک بودم یا با باقر
زمانی که با فاطمه شریک بودم مسئولیت اتاق مال اون بود.زمانی که با باقر شریک شدم فقط فقط قسمت خودمو تمیز میکردم
مدتی هم که تنها بودم مجبور بودم :اتاق خودشه ،خودش باید تمییز کنه رو تحمل کنم
الانم که یه خونست و خودم
خوبیش اینه که قلمروی خودمه و هرجور که بخوام میتونم حکومت کنم

۹۶/۱۲/۱۰

کامنتدونی  (۲۷)

دنیای کامپیوتر:
(از خونه تکونی زیاد خوشم نمیاد!)
جوابِ مریم:)
کیه که خوشش بیاد
:|
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۱۹ همیار رایانه
همیار رایانه (9099071728 ) پاسخگوی تلفنی سوالات و مشکلات رایانه، موبایل ، تبلت ، لب تاب، مشکلات اینستاگرام و تلگرام و ....
وبلاگ عالی و مطالب آموزنده و مفید بود .
همیار رایانه پاسخگوی تلفنی سوالات ومشکلات رایانه وموبایل
شماره تماس 9099071728
www.hamyarrayaneh.ir سایت:
تلگرام : https://t.me/HamyarRayaneh
اینستاگرام :
https://instagram.com/_u/hamyarrayaneh
جوابِ مریم:)
:|
من هم بودم تبدیل به ذرات نانو میشدم
جوابِ مریم:)
جز اینم توقعی نیست
خوب شد یادم انداختی هاا چن روز دیگه باید سرم خیلی شلوغ شه! :دی
جوابِ مریم:)
هرچی کار مونده در طول سال داری بذار برای اخر سال
:))
حرفاتو خیلی خوب مینویسی
حتا برای خواننده ای که تو رو نشناسه هم جذابه
جوابِ مریم:)
همیشه منو تعریفها خوشحال میکردن
خیلی ها
هدف ما از تعریف، تشویقه :)
جوابِ مریم:)
بله بله
حرف از قلمرو زدی یادِ یه مستندی افتادم :| :))))))
جوابِ مریم:)
چقدم حرف از قلمرو زدم
:|
زدی دگه :/ واسه باقیِ متن یادِ مستند خاصی نیفتادم خا :/ ولی قلمرو تداعی کننده ی یه مستند بود برام :/
جوابِ مریم:)
حالا حتما باید یاد مستند بیوفتی
یاد مستند زنده و سه بعدی خونه تکونی چی؟
حالا مهم نیست اگه بااین متن یادش نیوفتادی مامانت به زودی یادت میندازه
خا به خودت :/
رازِ بقا ر ندیدی؟ قلمرو تعیین میکنن واسه خودشون :/ یهویی آمد تو ذهنم اون مستند :/ :)))

خا خا :/ با من کاری ندارن. به صلاحِ همه س :))))
جوابِ مریم:)
 :/
ذهن خودته.اختیارشو داری :|

قشنگ معلومه از همونایی کار نکردنتو ترجیح میدن :|
نچ نچ نچ
ر

حالا چرا انقدر پوکر؟ :||||
جوابِ مریم:)
شاید باورش برات سخت باشه
من دارم از خنده میمیرم ولی علامت پوکر میذارم :|
عادتمه 

داغان :||
جوابِ مریم:)
:/
چرا فقط عمر سایت گذاشتی؟
جوابِ مریم:)
چون پزشو بدم
:|
چه خونه تکونی وحشتناکی!!!

خدا قوت!!

عیدتون پیشاپیش مبارک

تو دلتون همیشه عید و شادی
جوابِ مریم:)
گرخناک
:|
ممنون
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۴۷ پشمآلِ پشمآلو
من ازونجایی که ادم مرتبیم .. رو مودش بیفتم با عشق تمیزکاری میکنم اصن ولی یکس بیاد تو زار و زندگیم غوغا کنه نمیکشم:دی
جوابِ مریم:)
قشنگ معلومه
:)
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۱۲ جـــــــــــواد عــــــــــــلوی
پوست دست کنده،پای کبود شده،چشم قرمز،ناخون شکسته قسمتی از ضررهای جانی هستن که طی این حادثه مرگبار برامون اتفاق میوفته
با اقتباس از فیلم آخرین سامورایی؟
یا نجات سرباز رایان؟
شاید هم اره
جوابِ مریم:)
نخیر
بااقتباس از تابو
شاید هم نه
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۴۸ بهارنارنج :)
بنظر ادم نباید هیچوقت خودشو نابود کنه برا اینکارا!
مریض میشی کمردرد میشی پس فردامیگن چرا مواظب نبودی!تازه نمیگن دستت درد نکنه طلبکارم هستن!
ماهیچکار نکردیم..به مامانم میگم نمیخواد فقط درحد یکی دوروز گردگیری:)
والا!
جوابِ مریم:)
دقیقا
کاملا موافقم باهات
مشکلم اینه مامانم مث منو تو فکرنمیکنه
واااای چقدرررر بد:||
خونه ما 300متره تصور کن همه رو تنها انجام دادم در عرض ده روز و اصصصصلاا خسته نشدم:)
مامانتو معتقد کن که کم کم انجام بده ،یه کابینت و بریزه بیرون وایتکس بزنه خشک کنه دستمال بکشه بچینه سرجاش بره سراغ کابینت بعدی
جوابِ مریم:)
مامانم اگه متقاعد شو بود تاالان متقاعد شده بود
:|
چرااخه
من تنهاباشم عمرا کاری انجام بدم
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۲۶ آقای سر به هوا(o_0)
ما خونه تکونی نداریم
جوابِ مریم:)
کی مث شما
:|
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۴۱ ام شهرآشوب
خدا صبرتون بده !!!

تنها سالی که فکر خونه تکونی نداشتم سال 94 بود. چون عروس بودم و عروسیم دقیقا 28 اسفند بود. البته خود جهاز چینی صد برابر خونه تکونی استرس داره :|

امسالم که علی آقا دست و بالمونو بسته. فقط جوش میخورم!
جوابِ مریم:)
بی خیال بابا
من هیچ عتقادی بهش ندارم
تازمانی جا پا روی زمین داشته باشی و 2متر جا برای خوابیدن و ظرف تمیز برای غذاخوردن نیازی به تمیزکاری نیست
:|
۱۰ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۳۳ علیـ ــر ضــا
من و تو هم حالیم منتها من خوب بعلدم شونه خالی کنیم 😋😉
جوابِ مریم:)
بله دیگه
شمااهلشی
:|
اون قسمت کیف سامسونتو ما هنوز داریم:)))
جوابِ مریم:)
خیلی خوبه
خستگی خونه تکونی میشوره ومیبره
:)
سلام بانو ،مادر منم دیروز اومد اتاق منو جارو بزنه بعد کامیوتر در حالی که تو برق بود با تمام وسایل یک متر جابجا شد 😁😁
جوابِ مریم:)
نصیحت خواهرانه رو ازمن داشته باش
هیچوقت نذار یکی دیگه اتاقتو تمیزکنه
نه برای اینکه پسرخوبی جلوه کنی نه
برای اینکه اتاقت دیگه اون اتاق قبل نمیشه
تو این زمینه بنظر تجربه داری نه ؟😁
آره اگه بتونی خودت تمیز کنی خیلی بهتره ...
جوابِ مریم:)
زیاد زیاد
از منه موی سپید پیراهن پاره بپرس
:)
خخخ مریم بانو مگه چند سالته که میگی مو سپید ؟!
اگه دوست داشتی بگو ...میدونم رو سنتون حساسین😁
جوابِ مریم:)
اگه پستامو ببینی هم تعداد موهای سفیدمو میفهمی هم سنمو
:|
یافتم بانو 22 سال داری ؟😃
جوابِ مریم:)
خسته نباشی
10امتیاز
رفتم کلی تو پست ها دور زدم آمار بازدیدتو بردم بالا فقط ده امتیاز ؟! 😁
جوابِ مریم:)
من اینجا امتیاز الکی به کسی نمیدم
:دی
پوکوندیم مریم😂😂
حالا چشمات چرا قرمز میشه؟؟؟
من قرار شده امسال زیاد به خودم زحمت ندم،کتابامو جمع کنم کافیه:/

جوابِ مریم:)
در اثر استعمال خارجی وایتکس
:))

در نظربازی ما بیخبران حیرانند!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">